بخش ۶۰ - مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردن جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای دو عالم همه اجزا و تو کل
خار صحرای توکل ز تو گل
جزو را معرفت کل تو دهی
توشه راه توکل تو دهی
خاصگان را تو شوی راهنمون
سوی روزی ز سببها بیرون
گه پی تشنه لب پر تب و تاب
چشمه آب برآری ز سراب
گاه بر گرسنه از بی بر شاخ
ریزی از بهر غذا میوه فراخ
مرد ره را جگر شیر دهی
بار او بر کتف شیر نهی
چون شود بر کتف شیر سوار
تازیانه دهیش از دم مار
جان جامی که درین گرداب است
مرکز دایره اسباب است
ده به گلزار توکل راهش
ساز ازان روضه تماشاگاهش
غنچه آن چو شود نافه گشا
به مشامش برسان بوی رضا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف خداوند و نعمتهای او میپردازد. شاعر به تأکید بر اینکه خداوند همه چیز را میداند و به بندگان خود راه و توشه میدهد، اشاره میکند. او به عنوان راهنما برای خاصان و بندگانش عمل میکند و در مواقع نیاز به آنها کمک میرساند. با عبارات زیبایی، شاعر از برکتها و نعمتهای الهی سخن میگوید که به مانند آب و غذا در سیراب و سیر کردن بندگان مؤمن وجود دارد. در نهایت، اشاره میشود که انسان باید به توکل به خداوند زندگیاش را پیش ببرد و از زیباییها و لذائذ الهی بهرهمند شود.