بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاص جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای ز نورت علم صبح سفید
صادقان را به تو خوش صبح امید
ما چو صبح از تو به صدقیم علم
جز به مهرت ز ازل نازده دم
تا به کی جامه جان چاک زنیم
علم صدق بر افلاک زنیم
انجم اشک چو گردون ریزیم
چون شفق اشک به خون آمیزیم
تاب مهری به دل ما افکن
تا شود زان نفس ما روشن
برسانیم به روشن نفسی
ناکسان را به مقامات کسی
هست در کشمکش نفس نژند
جامی از ناکسی خود گله مند
مده از گرم روان واپسیش
برهان از کسی و ناکسیش
گرچه راهی به خطا پیموده
از عمل های ریاآلوده
به خلاصی ز ریا خاصش کن
حلقه کوب در اخلاصش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع علم و صدق در زندگی اشاره دارد. شاعر به نور علم و امیدی که از آن ناشی میشود، اشاره میکند و میگوید که باید با صدق و نیت پاک به سوی علم حرکت کنیم. او از اشک و دردهایی که انسانها تجربه میکنند سخن میگوید و از خداوند میخواهد که نور محبتش را بر دلها بیفکند تا آنان را روشن کند. همچنین، اشارهای به لزوم رهایی از ریا و نفاق دارد و معتقد است که میتوان با صدق و اخلاص به حقیقت دست یافت، حتی اگر در مسیر زندگی خطاهایی وجود داشته باشد. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که به انسانها کمک کند تا به مقامهای والای انسانی برسند.