بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جود جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای ز بیمت دل عشاق دو نیم
خطر مخلص راه تو عظیم
وای مخلص اگرش آید پیش
خطر دیدن اخلاص ز خویش
دید اخلاص ز خود اشراک است
نعت اشراک نه از ادراک است
کار مخلص همه نقص است و خلل
کسر او تا نه به فتح است بدل
کسر مخلص ز وی و فتح ز توست
کسر او هست به فتح تو درست
بی تو جامی تنی آمد بی روح
بر تن ای روح فشان گنج فتوح
هر عمارت که زدی ویران کن
همچو گنجش به خود آبادان کن
کیست او تا دم اخلاص زند
تا قدم در حرم خاص زند
دار در سایه انعام خودش
بهره مند از کرم عام خودش
مکن از حرص و هوا پا بستش
گوهر جود نه اندر دستش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان مشکلات و خطرات عشق و اخلاص در راه معشوق میپردازد. شاعر میگوید که عشق ممکن است دل عاشقان را دو نیم کند و خطرات زیادی در این مسیر وجود دارد. همچنین اشاره میکند که دیدن اخلاص واقعی، خود نوعی اشراک (دوبُعدی بودن) است و به درک واقعی منجر نمیشود. مخلص (عاشق واقعی) همواره در مواجهه با نقصها و کمبودهاست و تنها در سایه وجود معشوق، به موفقیت میرسد. شعر به اهمیت رهایی از حرص و هوا اشاره کرده و بر لزوم دریافت کرم و انعام از جانب معشوق تأکید میکند. در نهایت، دعوت به ویران کردن ساختارهای قدیمی و آباد کردن آنها در مسیری جدید و توحیدی دارد.