خاتمهٔ کتاب جامی
جامی / بهارستان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
در دل چنان می گشت و در خاطر چنان می گذشت که این نامه به زودی به آخر نه انجامد و خامه در طی مقاصد آن حالیا از جنبش نیارامد اما چون آیینه طبع گوینده زنگ ملالت گرفت و به صیقل صدق رغبت شنونده صقالت نپذیرفت بدینقدر اقتصار افتاد.
بسط کن جامیا بسیط سخن
که ازان خوبتر بساطی نیست
لیک خامش نشین و دم درکش
طبع را گر در آن نشاطی نیست
نیست کافی نشاط طبع تو نیز
اگر از سامع انبساطی نیست
و هرچه از مقوله نظم گذشته و به ناظمی منسوب نگشته زاده طبع محرر این رساله است و نتیجه فکر مقرر این مقاله.
امید به مکارم اخلاق مطالعه کنندگان آنکه چون بر خللی مطلع شوند به ذیل عفو و اغماض بپوشند و در افشای آن به زبان عیب و اعتراض نکوشند.
قطعه تاریخ قطع اطناب اطناب و طی اسباب اسهاب.
الاختتام و الصلاة و السلام علی محمد و آله البررة الکرام.
بخش 2
جامی هرجا که نامه ای انشاء آراست
از گفته کس به عاریت هیچ نخواست
آن را که ز صنع خود دکان پرکالاست
دلالی کالای کسانش نه سزاست
بخش 3
چون ببینی ز آشنا عیبی
گر به بیگانگان نگویی به
زانکه در کیش آخراندیشان
عیب پوشی ز عیب جویی به
بخش 4
تک و پوی خامه درین طرفه نامه
که جامی بدو کرد طبع آزمایی
به وقتی شد آخر که تاریخ هجرت
شود نهصد ار هشت بر وی فزایی
بخش 8
و مسئول من الله ذی الجلال و الاکرام
الظفر بنیل المرام الفوز بحسن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده به توصیف فرایند نوشتن نامهای میپردازد که به رغم تمایل به نوشتن بیشتر، احساس ملالت و عدم نشاط در او باعث میشود که نتواند به آسانی ادامه دهد. او به اهمیت سخنرانی مناسب و تاثیرگذار اشاره میکند و تاکید میکند که نوشتههایش از تفکرات و اندیشههای خود او ناشی شده و به هیچوجه از دیگران کپی نشده است. همچنین نویسنده از خوانندگان میخواهد که نقاط ضعف احتمالی نوشتهاش را با گذشت و بیسر و صدا بپوشانند و یادآوری میکند که عیبپوشی از عیبجویی بهتر است. در انتها، تاریخ نامه به زمان هجرت اشاره میکند و دعا و سلامی برای پیامبر اسلام و اهل بیت او میآورد.