بخش ۳۹ جامی
جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
اعرابیی شتری گم کرد، بانگ زد که هر که شتر مرا به من آرد مر او راست دو شتر با وی. گفتند: هیهات این چه کار است که سرباری مه از خروار است؟ گفت: شما لذت یافت و حلاوت وجدان نچشیده اید، معذورید!
گمشده گرچه حقیر است مگوی
که عنان از طلبش تافته به
هست در قاعده خرده شناس
لذت یافتن از یافته به
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، اعرابی شتری را گم میکند و از دیگران میخواهد که اگر شترش را پیدا کنند، به آنها دو شتر خواهد داد. دیگران به او میگویند که این کار غیرمنطقی است، اما او معتقد است که کسانی که لذت و حلاوت پیدا کردن چیزهای گمشده را نچشیدهاند، نمیتوانند درک کنند که او چرا اینقدر مصمم است. او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر گمشدهاش کوچک باشد، ارزش جستجو و یافتن را دارد.