نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ - رشید وطواط جامی

جامی / روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

رشید وطواط - رحمه الله تعالی، وی از شعرای ماوراء النهر است در وقت خود استاد شعرا و مقدم و پیشوای آن طبقه بود، و کتاب حدایق السحر در صنایع شعر تصنیف اوست و در مخاطبه بعضی از وزرا می گوید:

تو وزیری و مدح گوی تو من

دست من بی عطا روا بینی

تو وزارت به من گذار و مرا

مدحتی گوی تا عطا بینی

و این دو رباعی نیز از زاده طبع وی است:

بخش 2

بر یاد تو بی تو این جهان گذران

بگذاشتم ای ماه تو از بی خبران

دست از همه شستم و نشستم به کران

چون بی تو گذشت بگذرد بی دگران

چشمی دارم همه پر از صورت دوست

با دیده مرا خوش است چون دوست در اوست

از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست

یا اوست به جای دیده یا دیده هموست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

رشید وطواط، شاعر مشهور ماوراء النهر، در زمان خود از برجسته‌ترین شاعران و استاد شعرا بود. او کتابی به نام "حدایق السحر" در زمینه صنایع شعر تألیف کرده است. در یکی از اشعارش به وزیری می‌گوید که او را مدح کند تا مشمول عطا شود و در دو رباعی به احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش اشاره می‌کند. او از گذراندن زندگی بدون معشوق خود سخن می‌گوید و بر اهمیت عشق و ارتباط عاطفی تأکید می‌کند. در نهایت، او بین دیدن و معشوقش تمایزی قائل نمی‌شود، به طوری که نسبت به هر کدام به یک شکل احساس می‌کند.