بخش ۱۷ - سوزنی جامی
جامی / روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
سوزنی - رحمه الله تعالی، وی از نسف بوده است، و به تحصیل به بخارا آمد و بر شاگرد سوزنگری عاشق شد و به شاگردی استاد وی رفت و در آن مهارتی تمام حاصل کرد و هزل بر طبیعت وی غالب بود، بنابر آن هذیانات بسیار گفته است، و این دو بیت از قصیده ایست که در اعتذار از آنها می گوید:
تا کی ز گردش فلک آبگینه رنگ
بر آبگینه خانه طاعت زَنیم سنگ
بر آبگینه سنگ زدن کار ما و ما
تهمت نهیم بر فلک آبگینه رنگ
و این چند بیت از قصیده دیگر است هم در آن معنی:
و در قصیده ای دیگر از این اسلوب می گوید:
و در مدح حمید الدین مستوفی جوهری که از فضلای ماوراء النهر بوده قصیده ای گفته است موقوف می گویند که آن مخترع خاطر وی است و مطلعش این است:
و پوشیده نماند که اگر در این الفاظ که از آن در هر مصرع جزوی می افتد چنان رعایت کنند که بعضی از آن اجزا را فی نفسه معنی مستقل باشد مناسب مقصود از لطافتی خالی نیست چنانچه در این قطعه:
و این رباعی دیگر:
بخش 2
ز هر بدی که تو دانی هزار چندانم
مرا نداند ازین گونه کس که من دانم
به آشکار بدم در نهان ز بد بترم
خدای داند و من آشکار و پنهانم
به یک صغیره مرا رهنمای شیطان بود
به صد کبیره کنون رهنمای شیطانم
بخش 3
چو تیر غمزه به ناز و کرشمه اندازی
نشانه از دل مسکین من کن ای غازی
نخست با تو به دل بازی اندر آمده ام
چو دل نماند تن در دهم به جان بازی
چو هیچ زخم تو ای دوست بی نوازش نیست
مرا به غمزه بزن تا به بوسه بنوازی
هزار عاشق داری و من هزار و یکم
به من نیایی تا زان همه نپردازی
بخش 4
زندگانی مجلس مستو
فی دولت حمید الدین الجو
بخش 5
دی فرستاد قطعه ای سوی من
نکته دانی ز زمره فضلا
کرده لفظی سه چار ازان به دو نیم
تا کند عاجز از جواب مرا
گفتم اندر جواب وی کای مف
خر خلق خدا و قاضی حا
جت اصحاب متصف به فضی
لت بسیار خواهمت به دعا
بخش 6
ای شادی عید چون به کام دل اع
دایم شده محبوس درین غمکده مع
ذورم بر اهل دل گر آزادی مح
بوسیست به رسم عیدیم از تو طمع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سوزنی، شاعر معروف که از نسف آمده، برای تحصیل به بخارا رفت و به شاگردی سوزنگر درآمد. او در شعر سرایی مهارت زیادی پیدا کرد و در اشعارش گاهی به هزل و هذیانات روی آورد. در اشعاری که ذکر کرده، درد و احساساتش را به تصویر میکشد و به ننگ و گناه خود اشاره میکند. همچنین در مدح حمید الدین مستوفی جوهری، قصیدهای سروده که بیانگر فضائل و مقام این شخصیت است. در اشعارش، به نوعی افکار عمیق و سرگرمکننده دیده میشود که همواره در تلاش برای بیان احساسات درونی خود است.