شمارهٔ ۱۰ جامی
جامی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هست دیوان شعر من اکثر
غزل عاشقان شیدایی
یا فنون نصایح است و حکم
منبعث از شعور و دانایی
ذکر دونان نیابی اندر وی
کان بود نقد عمر فرسایی
مدح شاهان دراو به استدعاست
نه ز خوش خاطری و خودرایی
امتحان را اگر ز سر تا پاش
بر روی صد ره و فرود آیی
زان مدایح به خاطرت نرسد
معنی حرص و آزپیمایی
هیچ جا نبود آن مدایح را
در عقب قطعه تقاضایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان محتوای دیوان شعر خود میپردازد و اعلام میکند که اکثر شعرهای او غزلهای عاشقانه و شیدایی است. او اشاره میکند که برخی از اشعار او حاوی نصایح و نکتههای دانایی هستند و در آنها به مسائل دنیوی و زندگی اشاره نمیشود. شاعر تأکید میکند که مدح شاهان در اشعارش به خاطر درخواست و تمناست و نه از سر خودرایی. او به نوعی به نقد زندگی و حرص و آز میپردازد و میگوید که هیچگاه مدحها و تمجیدهایش را در پی درخواستها و اصرارهای دیگران نمینویسد.