شمارهٔ ۱۵ جامی
جامی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
چیست آن شاهد سفید عذار
رو برهنه روان به هر بازار
بس که بر وی رسیده کوب ز دهر
مانده بر پشت و روی او آثار
صورت اوبافضل الاشکال
می رباید دل از صغار و کبار
اختر روشن است لیک او را
بخل ثابت کند کرم سیار
چون منافق دورو ولی ز اسلام
رکن اول نوشته بر رخسار
کاسبان را وصال او آسان
ممسکان را فراق او دشوار
بهر اندوه دیدگان آرد
مایه عشرت از خم خمار
سوی هجران رسیدگان آید
به تلطف گرفته دامن یار
در نداده ست بی میانجی او
هیچ معشوقه تن به بوس و کنار
چون گرانی کندهنر گیرند
سبکی عیب باشد از وی و عار
داغها بی شمار آید ازو
برتن مدخلان به روز شمار
اصل او سیم ناب و چون سیماب
نیستش در کف جواد قرار
پختگان گرچه خام خوانندش
هست ازو پخته مفلسان را کار
هست تا غایتی عزیز که نیست
جز به چشم بلند همت خوار
سال و مه در تردد اودزد
روز و شب در کمین او طرار
نام او نکته پریشان است
لیک جمعیت آورد بسیار
آمد امسالم آنقدر ز عراق
که کف جود شاه جم مقدار
گر کند سال دیگرش تضعیف
عدد آن رسد به بیست هزار
شاه یعقوب بن حسن که گرفت
جود را طبع او چو عدل شعار
جود او فیض لطف را منبع
عدل او قصر ملک را معمار
تا بود در محاورات عرب
نام شب لیل و نام روز نهار
شب او همچو روز روشن باد
روز اعداش تیره چون شب تار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف یک شخص با ویژگیهای خاص میپردازد. شاعر از شاهدی با چهره زیبا و جذاب صحبت میکند که در بازارها حاضر است و آثار زخمها و رنجهای زندگی در او نمایان است. او را به عنوان موجودی جاذب توصیف میکند که دلها را میرباید و در عین حال، او را به بخل و دورویی میشناساند. این شخص، به طرز عجیبی میتواند هم باعث شادی و هم غم در دلها شود. شاعر به ویژگیهای مختلف این شاهد اشاره میکند، بهویژه توانایی او در برقراری ارتباط با دیگران و تأثیراتی که بر روی آنها میگذارد. او همچنین به تناقضات شخصیت این فرد و تأثیرات مثبتی که بر زندگی مردم دارد، از جمله تفاوت بین ثروتمندان و فقرا، اشاره میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به جود و عدالت این شخص، او را به عنوان منبعی از خیر و فضیلت توصیف میکند.