شمارهٔ ۱۷ جامی
جامی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
می خورد طعمه های رنگارنگ
خواجه از کسب اشتهای دروغ
می دمد بادهای ناخوشبوی
معده بر سبلت وی از آروغ
نگشاید فقیر روزه خویش
جز به نان جوین و تره و دوغ
می شود هرچه می خورد نوری
که رسد زان به آفتاب فروغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف خواستهها و اشتهای انسانها میپردازد. او اشاره میکند که برخی از افراد برای ارضای خواستههای خود به دنبال چیزهای غیر واقعی و دروغین میروند. همچنین بادهایی ناخوشایند میوزند که نشاندهندهٔ عدم رضایت از این تلاشهاست. فقیران به چیزهای ساده مثل نان جوین و تره و دوغ قانع هستند و در نهایت، آنچه که انسان میخورد، به نوعی نوری را ایجاد میکند که از آفتاب نشات میگیرد. این شعر به نقد تجملگرایی و تأکید بر محتوای ساده و واقعی زندگی پرداخته است.