شمارهٔ ۸۸ - در مدح گوشوار عرش خدا خامس آل عبا روحی و روح العالمین له الفدا جیحون یزدی
جیحون یزدی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز آن سرخ اطلس زیب پیکر ساخته
رنگ دیگر ریخته نیرنگ دیگر ساخته
تا به رنگی دیگر از ما دل بر دهر لحظه یار
سرخ اطلس زیب آن اسپید پیکر ساخته
خسروی دراعه گلگون کرده و شبدیز ناز
هم به شیرین تاخته هم کار شکر ساخته
یا نی آن سیماب بر در حلهٔ شنگرفگون
نقره صافی بود کو جا در آذر ساخته
این وی است اندر قبای سرخ گشته جلوهگر
یا مکان اندر شفق خورشید خاور ساخته
سبز خط ترکا بده تا خط ازرق سرخ می
کآسمان اینک زمین را جامه اخضر ساخته
ضیمران در دامن گلشن زمرد بیخته
ابر کام لاله را مشحون گوهر ساخته
زآتشین گلهای خاک و عطر باد و لطف آب
وه که دنیا خلد عقبی را مصور ساخته
چون چمن پر گشته از نامحرمان سرو و بید
رخ عروس نسترن پنهان به معجر ساخته
بلبل شیرینترنم بین که لحن خویش را
قند میپندارد و هر دم مکرر ساخته
راست گویی عندلیب این چامه از دیوان من
در مدیح شاه گلگون جامه از برساخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییها و رنگهای طبیعت اشاره میکند. او از جمال و زیبایی و تجلیات مختلف رنگها در جهان سخن میگوید، به ویژه بر روی رنگهای قرمز و سبز تمرکز دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، طبیعت را توصیف میکند و به عشق و لذت از زیبایی گلها، آسمان و زمین میپردازد. او همچنین به وجود دلبستگیها و جذبههای طبیعت اشاره کرده و حس رضایت و شادی را در توصیف مراحل گوناگون زندگی و زیباییهای آن به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر با تحسین از زیباییهای طبیعی، در ستایش شاهی که نماد زیبایی و شکوه است، شعری سروده است.