نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ جیحون یزدی

جیحون یزدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای مهین والاگهر والی که ما از همتت

فارغ از اندیشه و آسوده از دریوزه‌ایم

دقتی کردم چو یاقوتی مفرخ گوش دار

تا بدانی در چه فن زین گنبد پیروزه‌ایم

در جهان از دو محمد دین ایزد شد قوی

کز وجود این دو اندر نعمت هرروزه‌ایم

آن یکی پیغمبر یزدان و این والی یزد

وز پی تقلیدشان ما فرقه دلسوزه‌ایم

زان عرب‌ها را شرف وز این عجم‌ها را شعف

زین و آن ما پر نموده زآب رحمت کوزه‌ایم

لیکن این شیر عجم برعکس آن میر عرب

بدعتی انگیخت کز وی ریگ غم در موزه‌ایم

در زمان آن محمد روزه گر در روز بود

در زمان این محمد ما به شب هم روزه‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید از والی خود می‌پردازد و ابراز می‌کند که به لطف او از مشکلات و فقر رهایی یافته‌اند. او به تشبیه خود به یک یاقوت پرداخته و بیان می‌کند که در چه زمینه‌ای در دنیا پیشرو هستند. از دو محمد، یکی پیامبر خدا و دیگری والی یزد یاد می‌کند و توضیح می‌دهد که پیروی از این دو باعث برکت و نعمت برای آنان شده است. شاعر به تفاوت‌های فرهنگی و دینی بین عرب‌ها و عجم‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که در زمان پیامبر، روزه به تنهایی در روز بوده، اما در زمان والی کنونی، روزه‌داری حتی در شب نیز وجود دارد. بدین ترتیب، شاعر انتقادی به وضع اجتماعی و مذهبی آن زمان دارد.