شمارهٔ ۲۶ - در مدح شاه جهان و تاریخ تسخیر محلی بنام فتح کلیم
کلیم / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شاه آفاق گیر، شاه جهان
که بود خاک راهش افسر فتح
لشگرش در ذخیره اقبال
می گذارند فتح بر سر فتح
از خط زخمها به پیکر خصم
می نویسند جمله محضر فتح
از سر دشمنش نهال سنان
می دمد چار فصل نوبر فتح
نعل اسب سپاهش اندر رزم
هر یکی حلقه ایست بر در فتح
همعنان ظفر روانه نمود
لشگری را بسوی کشور فتح
رفت هر کس بجنگ تاریخی
تا بکام که گردد اختر فتح
تاج اقبال را نهاده بسر
آنکه تاریخ یافت(لشکر فتح)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر در مورد پیروزی و سربلندی یک پادشاه به نام "شاه جهان" است که بر سرزمینها و دشمنان خود پیروز میشود. لشکر او با موفقیت در حال فتح سرزمینها هستند و هر پیروزی به مثابه یک دستاورد تاریخی قلمداد میشود. در این بین، نبودن نشانههایی از شکست و زخم در دل دشمنان، نویدبخش فصلی جدید از پیروزیها و افتخارات است. سرانجام، پادشاه تاج اقبال را بر سر میگذارد که نشاندهنده قدرت و عظمت ایشان در تاریخ است.