شمارهٔ ۳۳ - تاریخ مسافرت شاه جهان به لاهور کلیم
کلیم / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاه جهان ثانی صاحبقران که چرخ
از خاک درگهش بجهان آبروی داد
آمد بسیر گلشن لاهور چون بهار
گلهای خاطر همه را رنگ و بوی داد
ابر کفش که نایب دریای رحمتست
پنجاب را زمرحمت آبی بجوی داد
بر دیده های منتظران کرد موکبش
بنشست و قیمت مژه ها موبموی داد
تاریخ این عطیه کبری سپهر گفت
(پنجاب را سعادت جاوید روی داد)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی شاه جهان ثانی، صاحبقران، است که با ورودش به گلشن لاهور، به آنجا زیبایی و طراوت بخشید. او به مانند بهاری است که رنگ و بوی جدیدی به گلها میدهد و با رحمتش بر پنجاب آبی میافکند. همچنین ورود او به نوعی نشانهای از سعادت و خوشبختی برای مردم آن دیار به شمار میآید. تاریخ این رویداد را به عنوان عطیهای عظیم از آسمان ثبت کرده است.