شمارهٔ ۲ کمال خجندی
کمال خجندی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بر کمال قدرت تو عقل کل گواه
بر بر لوح کبریایی تو توقیع لا اله
آشفتگان خاک رهت رهروان دین
دردیکشان جان غمت سالکان راه
از شبنم عطای تو یک قطره بحر و کان
وز پرتوی جمال تو یک ذره مهر و ماه
مرغ امید از کف جود تو دانهجوی
دست نیاز بر دل در عدل تو دادخواه
نام تو صیقلی ست کز آئینه وجود
بیرون برد به نور خرد زنگ اشتباه
سلطان عزت تو به فرمان کن فکان
گرد از ره وجود برآورد بی سپاه
آثار صنع توست که بر طاق نیلگون
صبح سفید روی نمود از شب سیاه
انوار حسن توست که از جیب آسمان
خورشید سر کشید چو یوسف قمر ز چاه
آنجا که آب لطف تو صد نیش گشته نوش
وانجا به باد قهر تو صد کوه گشته کاه
گاه از جان تو برد به صفا پیر دردنوش
گاه از تو خون خورد به جفا طفل بیگناه
بنهد نسیم لطف تو در ناف لاله مشک
بندد سموم قهر تو بر شاخ گل گیاه
موسی کلیم بارگه توست و پاسبان
فرعون رانده نظر توست و پادشاه
طاعت چه سود زاهد پرهیزکار را
گر بر در قبول تواش نیست آب و جاه
ای آنکه سالکان در کبریات را
نبود به جز سرداق احسان تو پناه
بخشای بر کمال که نقصانپذیر نیست
گر بر خورند از تو محبان بارگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف کمال و قدرت الهی میپردازد و بر اهمیت و عظمت خداوند تأکید میکند. شاعر با ذکر نشانههای قدرت خداوند، به زیباییهای آفرینش و رحمتهای او اشاره میکند. او تصریح میکند که نعمتها و الطاف الهی بر بندگان نیکوکار و سالکان راه حق نازل میشود. شاعر همچنین بر این نکته تأکید دارد که بدون توجه و قبول خدا، اعمال زاهدان و پرهیزکاران ارزشی نخواهد داشت. در نهایت، او از خداوند میخواهد که برای محبانش بخشایش و رحمت فراهم آورد.