نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - پایان سرودن مثنوی‌های خمسه امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / هشت بهشت / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شکر حق را که از خزاین غیب

ریخت چندان جواهرم در جیب

که ازان نقد قیمتی به سه سال

کردم این پنج گنج مالامال

یک یک این پنج نامه تا پایان

عرضه کردم به چشم دانایان

هر کسی را چنانکه روی نمود

در بد و نیک گفت و گوی نمود

زینهمه ناقدان نکته‌شناس

هر کسی، زد دمی به وهم و قیاس

لیک، آن کاندرین خزاین پر

مهره قلب دور کرد ز در

به سکه در علم راست تدبیر است

راستی هم شهاب و هم تیر است

راستی ساکن اندرو به صواب

چون الف راست در میان شهاب

او شهاب و دل و تنش ز اخیار

نیرین مشارق الانوار

من بدو عرضه کرده نامه خویش

او با صلاح رانده خامه خویش

دیده هر بیت را رقم به رقم

رنج بر خود نهاد و منت هم

شمع من یافته ضیاء از وی

مس گشته کیمیا از وی!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از خداوند سپاسگزاری می‌کند که او را از نعمت‌های غیبی بهره‌مند کرده و به او جواهراتی ارزشمند بخشیده است. این جواهرات به شاعر کمک کرده‌اند تا ثروت قابل توجهی را در طول سه سال جمع‌آوری کند. او این پنج نامه را که گنجینه‌ای از دانایی و حکمت است، به دانایان عرضه کرده و هر یک از آنها را بر اساس درک و قضاوت خود بررسی کرده‌اند. در عین حال، شاعر به عمق علم و حقیقت اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که تنها با راست‌گویی و درک صحیح می‌توان به درک عمیق‌تری از مسائل رسید. او از نیروی خرد و قلم خویش یاد می‌کند و تصریح می‌کند که نور و آگاهی خود را از این حکمت‌ها به دست آورده است.