بخش ۲۰ - عقد کردن خسرو شکر را امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / خسرو و شیرین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
عروس صبح دم چون پرده برداشت
جهان را جلوهٔ خور در نظر داشت
طلب کردند موبد را نهانی
که عقدی بست بر رسم مغانی
چو شد شرط زناشوئی همه راست
مراد آماده گشت و داوری خاست
ملک در پرده با دلدار بنشست
به تاراج شکر شد طوطی مست
در او پیچید چون در گل گیائی
غلط کردم که در گنج اژدهائی
شکر خائیده شد در زیرگازش
به حلوا در شد انگشت درازش
به گنج انداخت مارش مهرهٔ خویش
صدف بستد ز باران قطرهٔ خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، عروس در صبح با لباسی زیبا ظاهر میشود و زیبایی جهان را به نمایش میگذارد. موبدی به طور پنهانی درخواست میشود تا مراسم ازدواج را برگزار کند. زمانی که شرایط برای ازدواج مهیا میشود، همه چیز آماده میشود و داوری برای عقد آماده میشود. شاه با معشوقهاش در پردهای نشسته و شکر به مانند طوطی در حال مستی در اطراف آنها میچرخد. در این بین، شاعر به اشتباه احساس میکند که در دنیایی پر از خطر و تنش قرار دارد و به نوعی با توصیفاتی از طبیعت و احساسات انسانی، به دنیای شگفتانگیز محبت و ازدواج پرداخته است.