بخش ۳۵ - غزل سرائی باربد از زبان خسرو امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / خسرو و شیرین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو فرخ ساعتی باشد که تقدیر
دو عاشق را کند با هم به تدبیر
گهی خوش خوش به شادی جام گیرند
گهی در بزم وصل آرام گیرند
گهی با سرو سنبل دست مالند
گهی افسانهٔ هجران سکالند
گه از لبها نصیب جان ربایند
گه از دلها غبار غم زدایند
کسی کاین خواب بختش راستین است
کلید دولتش در آستین است
بهشت و بوستان بیدوست زشتست
به روی دوستان زندان بهشتست
من و جام می و زلف دوتاهت
بهشت و باغ من روی چو ماهت
چو من زان روی گلرنگ شدم شاد
رها کن سرخ گل را برد باد
چو در آغوشم آمد سرو گل روی
ممان گو هیچ سروی بر لب جوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی لحظات خوش و تلخ عاشقی را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که میتواند در لحظات شیرین با معشوق خود خوش بگذراند و در دیگر لحظات با یاد هجران دلتنگی بکشد. او به اهمیت عشق و دوستی اشاره میکند و میگوید بهشت بدون دوست ارزش ندارد. شاعر به عشق و لذتهای آن اشاره میکند و از زیبایی معشوق خود سخن میگوید. در نهایت، او میخواهد تنها در آغوش معشوقش بماند و به زیبایی لحظههای آنان بپردازد.