نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - مناجات در حضرت واهب منی و نجات امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مجنون و لیلی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای عذر پذیر عذرخواهان

عفو تو شفیع پرگناهان

خسرو که کمینه بندهٔ تست

در هر چه فتد فگندهٔ تست

آنرا که تو افگنی بهر زیست

بر داشتنش به بازوی کیست

بردار ز خاک ره، که پستم

از دست رها مکن که مستم

هر چند تن گناه پرورد

در حضرت قرب نیست در خورد

با این همه گر پذیری این خاک

نقصان چه بود به عالم پاک

از یاد خودم کن آن چنان شاد

کز هستی خود نیایدم یاد

تا جان بودم امیدوارم

کز شکر تو دل تهی ندارم

خواهم به ستایش تو بودن

من خود چه توانمت ستودن

هم تو دل پاک ده زبان هم

در مدحت خویش و بلکه جان هم

به گر ندهی، بهیچ سانم

آن جان، که به خویش زنده مانم

جانیم ده، از خزینهٔ بیش

کم زنده به تو کند، نه از خویش

گیرم که نه‌ام به لطف در خور،

آخر، نه که بنده‌ام برین در؟

گر رحمت تست بر نکو زیست،

رحمت کن بندگان بد کیست؟

آخر نه گلم سرشتهٔ تست؟

نیک و بد من نبشهٔ تست؟

جرمم منگر، که چاره‌سازی

طاعت مطلب، که بی نیازی

گر عون تو رحمتی نریزد،

از طاعت چون منی چه خیزد؟

فردا که ز بنده راز پرسی

ناکرده و کرده باز پرسی

چون می دانی، بکارسستم

شرمنده مکن، بساز جستم

از رحمت خویش کن درم باز

بی آنکه ز کرده پرسی‌ام باز

زان گونه به خویش ده پناهم

کز گنج تو خواهم آنچه خواهم

زینسان که امیدوارم از تو

خواهش، به جز این، ندارم از تو

کان دم که دمم ز تن بر آید

با نام تو جان من برآید

در حجلهٔ قدس بخش جایم

تا با تو به جانب تو آیم

آن راه نما به من نهانی

کاندر تو رسم، دگر تو دانی

در قربت حضرت مقدس

پیغمبر پاک رهبرم بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیانات شاعرانه و ادبی در خواست عفو و رحمت الهی پرداخته است. شاعر به خداوند از موضع بنده‌ای گناهکار روی می‌آورد و به عذرخواهی و طلب بخشش می‌پردازد. او بر این باور است که هیچ‌کس به جز خداوند نمی‌تواند او را نجات دهد و در عین حال از رحمت و لطف او ناامید نیست. شاعر از خدا می‌خواهد که او را حتی با وجود گناهانش بپذیرد و به او پناه دهد. در انتها، بیان می‌کند که در زمان مرگ، نام خداوند را بر زبان خواهد آورد و امیدوار است که در جوار مقدس او قرار گیرد. این شعر نمادی از عشق، امید و تسلیم به خداوند است.