شمارهٔ ۴ - به شاهد لغت آروغ، بمعنی بادی که از سینه و حلق برآید لبیبی
لبیبی / ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون در حکایت آید بانگ شتر کند
و آروغها زند چو خورد ترب و گندنا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف صدای شتر و آروغ زدن او پس از خوردن ترب و گندم میپردازد. به نوعی میتوان گفت که این توصیف به بیان احساسات و حالات شتر در زمان خوردن غذا اشاره دارد.