شمارهٔ ۵۲ - به شاهد لغت توفید، بمعنی حسد و آواز از غلبه و جوش در افتاد لبیبی
لبیبی / ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
از آن لشکر گشن توفید دهر
بکام عدو نوش شد همچو زهر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر از سختیها و چالشهای زمانه میگوید که مانند لشکر گرسنهای است که به دشمن حمله میکند. این وضعیت به قدری تلخ و ناگوار است که میتواند به دشمن نیز آسیب برساند، مانند زهر که مضر و خطرناک است.