نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ - به شاهد لغت خرانبار، بمعنی آن که جماعتی در کاری جمع شوند و . . . لبیبی

لبیبی / ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

یکی مؤاجر بیشرم و ناخوشی که ترا

هزار بار خرانبار بیش کرد عسس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این جمله به توصیف فردی بی‌شرم و ناخوش می‌پردازد که موجب دردسر و مشکلات زیادی برای دیگران شده است. در واقع، او به قدری مزاحمت ایجاد کرده که به اندازه‌ای خسته‌کننده و ناپسند است که حاکم یا مقامی دیگر، تحمل آن را ندارد.