نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشند لبیبی

لبیبی / ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

من بر تو فکنده ظن نیکو

و ابلیس ترا ز ره فکنده

مانند کسی که روز باران

بارانی پوشد از کَوَنده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

من به تو امید داشتم؛ در حالی که تو، مانند کسی که در باران، بارانی توری بپوشد، به اهریمن پناه بردی.