شمارهٔ ۴ - تیرماه مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / ماههای فارسی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ماه تیرست ای نموده تیره از روی تو ماه
می درین مه لعل روشن گردد ای مه می بخواه
وقت نعمتهاست لیکن نعمتی چون می مدان
جان بدین گفته که من گفتم گواه آید گواه
دل به می تازه ست تازه جان همی شادست شاد
گر گناه من همی جویی همی دارم گناه
ور نبودی می عزیز اکنون که من گویم همی
کی عزیزش داشتی شاه جهان در بزمگاه
آنکه هستش نام شاه و شیر و هستش در جهان
خسته و بسته ازو جان و دل هر شیر و شاه
پایگاه و دستگاه دولتش کرد و گذاشت
چرخ را بی پایگاه و کوه را بی دستگاه
ملک او پاینده باد اندر جهان تا هست ملک
جاهش افزاینده باد اندر شرف تا هست جاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است با مضامین عاطفی و فلسفی، که در آن شاعر به زیبایی و نورانیت ماه و میپردازد. او به بزم و شادی ناشی از نوشیدن می اشاره میکند و میگوید که این خوشی و لذت در زمانهای نعمتبار به وجود میآید. شاعر همچنین به قدرت و عظمت شاهان و جایگاه آنها در دنیا اشاره دارد و ضمن بیان گناهان شخصی، از عشق و شادابی که در مییابد سخن میگوید. در نهایت، او برای دولت و شأن پادشاه آرزوی پایندگی و رشد میکند.