نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - خور روز مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / نام روزهای فرس / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

روز خورست ای به دو رخ همچو خور

تافت خور از چرخ فلک باده خور

باده خور و نیز مرا باده ده

خوبی احوال زمانه نگر

عدل جهاندار ملک ارسلان

باغ ارم کرد جهان سر به سر

آنکه چو او شاه به جود و به عدل

چشم فلک نیز نبیند دگر

تا بود از تاج سر افراز ملک

باد به گیتی ملک و تاجور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تجلیل از روزگار و سلطنت پادشاهی به نام ارسلان می‌پردازد. شاعر به زیبایی و پرباری زمانه اشاره می‌کند و از خوشی و غنای آن سخن می‌گوید. او از خورشید، به عنوان نماد روشنی و حیات، یاد می‌کند و از باده که نمادی از شادمانی است، درخواست می‌کند. شاعر بر این باور است که عدالت و خوبی‌های پادشاهی ارسلان در جهان بی‌نظیر است و تا زمانی که او بر تخت سلطنت است، زندگی در جهان آباد و سرشار از نعمت خواهد بود.