شمارهٔ ۱۲ - صفت دلبر کشتی گیرست مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای دلارام یار کشتی گیر
سینه تو ز سنگ آکنده ست
هر تنی کش برت زده ست آسیب
همچو مارش ز هم پراکنده ست
که تواندت بر زمین افکند
ماه را بر زمین که افکنده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی یاری به نام دلارام است که به مانند یک کشتیگیر قوی و مقاوم شناخته میشود. سینهی او از سنگ پر شده و هیچکس نمیتواند او را به زمین بیندازد. شاعر به قدرت و استقامت او اشاره دارد و از دشواریهایی که او پشت سر گذاشته یاد میکند. همچنین، اشارتی به زیبایی و عظمت او به مانند ماه دارد.