شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشد مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
ای روی تو باغ و باغبانی تو
روی تو و باغ هر دو همچون هم
دانم که تو ابر و نم روا داری
ز آن دیده چو ابر کرده ام پرنم
در باغ تو تا که باغبان باشی
لاله بگه خزان نیاید کم
خرم شده باغ از تو چون جنت
چون باغ تو باغ نیست در عالم
تو مهر و مهی و مهر و مه دایم
دارند همیشه باغ را خرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و سرسبزی باغی است که به واسطه حضور معشوق به وجود آمده است. شاعر به توصیف معشوقش میپردازد و او را به باغبان و باغ تشبیه میکند. او میگوید که معشوقش مانند ابر، زندگی و شادابی را به باغ میبخشد و از این رو، باغ همیشه خرم و سرسبز میماند. این تصویرسازی نشاندهنده عشق و تأثیر مثبت معشوق بر زندگی شاعر است.