بخش ۱۴۵ - ۴۵ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۲- سورة البقره
قوله تعالی: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ کیست آنک خدای را وامی دهد؟ قَرْضاً حَسَناً وامی نیکو فَیُضاعِفَهُ لَهُ تا وی را آن وام توی بر توی کند أَضْعافاً کَثِیرَةً تویهای فراوان وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ و اللَّه میگیرد روزی، بر کس کس تنگ میکند، و میگشاید روزی، بر کس کس فراخ میکند، وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ و با وی خواهند گردانید شما را.
أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ دانسته نهای و نرسید علم تو بآن گروه مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ از فرزندان یعقوب مِنْ بَعْدِ مُوسی از پس موسی إِذْ قالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ که پیغامبری را گفتند از آن خویش ابْعَثْ لَنا مَلِکاً ما را پادشاهی انگیز از میان ما نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ تا با وی بغزا شویم و در راه خدا کشتن کنیم، قالَ هَلْ عَسَیْتُمْ گفت شما هیچ بر آنید؟ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ اگر بر شما نویسند غزا کردن و شما را بآن فرمایند أَلَّا تُقاتِلُوا که جنگ نکنید و باز نشینید قالُوا وَ ما لَنا گفتند چیست و چه رسید ما را أَلَّا نُقاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ که کشتن نکنیم در سبیل خدا و از بهر او، وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ أَبْنائِنا و ما را بیرون کردند از سراهای ما و جدا کردند از پسران ما، فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ چون بریشان نبشتند غزا کردن و ایشان را بآن فرمودند تَوَلَّوْا برگشتند از فرمان برداری، إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ مگر اندکی ازیشان وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ و اللَّه داناست بستم کاران.
وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ و گفت ایشان را پیغامبر ایشان، إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکاً اللَّه شما را طالوت بپادشاهی برانگیخت، قالُوا أَنَّی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا گفتند طالوت را بر ما ملک چون بود؟ «وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ» و ما سزاوارتریم بملک ازو، که او نه از سبط نبوت است نه از سبط ملک، وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ و فراخی مال ندادند او را، قالَ جواب داد پیغامبر ایشان را، و گفت: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ اللَّه او را بر شما ملک را برگزید وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ و وی را افزونی داد در دانش و در قد و بالا، وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ و اللَّه ملک خویش او را دهد که خود خواهد وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ و خدای فراخ توانست و دانا.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره روایت تاریخی از قوم بنیاسرائیل پس از حضرت موسی (ع) است. زمانی که این قوم از خدا درخواست کردند تا برایشان پادشاهی تعیین کند تا بتوانند در راه خدا جهاد کنند. وقتی که بر آنها جنگ واجب شد، بسیاری از آنها از فرمان جنگ سرپیچی کردند، مگر عدهی کمی. سپس پیامبرشان به آنها خبر داد که خداوند طالوت را به عنوان پادشاهشان برگزیده است. اما آنها به این انتخاب اعتراض کردند و دلیل آن را نداشتن مال و نسب مناسب برای پادشاهی طالوت دانستند. پیامبر به آنها توضیح داد که خداوند وی را به خاطر دانش و قدرتش انتخاب کرده است و به هر کس که بخواهد سلطنت میدهد، زیرا خداوند توانمند و داناست.