بخش ۲۸ - ۸ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۲- سورة البقره
قول تعالی: وَ ظَلَّلْنا عَلَیْکُمُ الْغَمامَ و سایه کردیم بر شما میغ وَ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمُ فرو فرستادیم بر شما از میغ الْمَنَّ وَ السَّلْوی ترنجبین و مرغ سلوی: کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ میخورید از پاکیها و خوشیها از آنچه شما را روزی کردیم بی رنج بردن و بی جستن وَ ما ظَلَمُونا و ستم نه بر ما کردند وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ لکن ستم بر خویشتن کردند.
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا و گفتیم ایشان را که در روید هذِهِ الْقَرْیَةَ درین شهر بیت المقدس فَکُلُوا مِنْها میخورید از آن حَیْثُ شِئْتُمْ هر جا که خواهید رَغَداً آسان و فراخ، وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً و چون در روید پشت خم داده در روید، وَ قُولُوا حِطَّةٌ و میگویید حطّه حطّه فرو نه از ما گناهان نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ تا بیامرزیم شما را گناهان شما وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ و ما نیکو کاران را به نیکویی بیفزائیم.
فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا بدل کردند آن ستمکاران آن سخن که ایشان را فرمودیم قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ بسخنی جز زانک ایشان را گفتند فَأَنْزَلْنا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فرو فرستادیم بر ایشان که بر خود ستم کردند رِجْزاً مِنَ السَّماءِ عذابی از آسمان بِما کانُوا یَفْسُقُونَ بآنچه از فرمان بیرون شدند.
وَ إِذِ اسْتَسْقی مُوسی لِقَوْمِهِ موسی آب خواست قوم خویش را در تیه فَقُلْنَا گفتیم او را اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ عصای خود بر سنک زن فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ پس از آن بیرون گشاد اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً دوازده چشمه، قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ مردمان همه میدانستند هر سبطی آبشخور ایشان کُلُوا وَ اشْرَبُوا ایشان را گفتند میخورید و میآشامید مِنْ رِزْقِ اللَّهِ از آنچه روزی داد اللَّه شما را بی رنج و بی جستن، وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ و بگزاف و تباهکاری و خود کامی در زمین مروید.
وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسی موسی را گفتید لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ شکیبایی نمیتوانیم کرد بر یک طعام، فَادْعُ لَنا رَبَّکَ خداوند خود را خوان و از وی خواه یُخْرِجْ لَنا تا بیرون آرد ما را مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ از آنچه زمین رویاند از خود مِنْ بَقْلِها از تره آن وَ قِثَّائِها و خیار آن وَ فُومِها و گندم آن وَ عَدَسِها و دانچه آن وَ بَصَلِها و پیاز آن، قالَ گفت أَ تَسْتَبْدِلُونَ می بدل جویید الَّذِی هُوَ أَدْنی آنچه بدتر است بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ از آن چیزی که بهست، اهْبِطُوا مِصْراً از آن تیه و بیابان فروشید در شهر فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ که شما را دهند آنچه میخواهید وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ و بریشان زدند خواری در دلهای خلق و سستی در چشمها وَ الْمَسْکَنَةُ و فرومایگی و فروتنی وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ و خویشتن بخشم خدا آوردند و بخشم خدا باز گشتند.
ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ آن بدان بود که بآیات و سخنان خداوند خویش کافر میشدند، وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ و میکشتند پیغامبران خود را بجور و دلیری نه بحق، ذلِکَ بِما عَصَوْا این آن بود که سر کشیدند از پذیرفتن حق وَ کانُوا یَعْتَدُونَ و اندازه می درگذشتند.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خلاصه متن: در این آیات، خداوند نعمتهای خود را بر قوم بنیاسرائیل یادآوری میکند. او اشاره میکند که چگونه آنها را با سایهافکنی ابرها و نزول من و مرغ سلوى روزی داد، تا از پاکیزهها و خوشیها بخورند و به آنها فرمان داد تا به سرزمین مقدس وارد شوند و با نیکیها و فروتنی از در وارد شوند. اما ستمکاران از فرمان خدا سرباز زدند و سخنان او را تغییر دادند، و در نتیجه عذابی از آسمان بر آنها نازل شد. موسی از خدا خواست تا به قومش آب بدهد و خدا به او گفت که عصایش را به سنگ بزند تا دوازده چشمه برافروزد، و به قومش دستور داد تا از نعمتهای خدا استفاده کنند و در زمین فساد نکنند. همچنین، قوم به موسی گفتند که نمیتوانند فقط بر روی یک نوع غذا صبر کنند و درخواست تنوع غذایی کردند. خداوند به آنها گفت که چرا غذای بهتر را به غذای بدتر تغییر میدهند و به آنها دستور داد تا به شهری بروند و خواستههای خود را در آنجا برآورده کنند. در پایان، ذکر میشود که آنها به خاطر کفر به آیات خدا و کشتن پیامبرانش به عذاب و خشم خدا دچار شدند، چرا که به حقایق ایمان نیاوردند و از فرمان خدا سرپیچی کردند.