بخش ۳۷ - ۱۱ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۲- سورة البقره
قوله تعالی: وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً و شما آنید که یکی را بکشتید، فَادَّارَأْتُمْ فِیها و در آن کشته پیکار در گرفتید، وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ و اللَّه بیرون آرنده است و آشکارا کننده ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ آنچه شما پنهان میدارید که کشنده وی کیست.
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ
گفتیم بزنید این کشته را بِبَعْضِها بچیزی از گوشت آن گاو، کَذلِکَ چنین که دیدید یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتی مردگان را زنده کند، وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ و مینماید شما را نشانهای توانایی و نیک خدایی خویش لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ تا در یابید شما.
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ پس سخت گشت دلهای شما، مِنْ بَعْدِ ذلِکَ پس آن نشانهای مهربانی و نیک خدایی که از من دیدید، فَهِیَ کَالْحِجارَةِ تا گویی که آن دلها از سختی چون سنگ است أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً بل که سختتر از سنگ وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ و از سنگها سنگ است لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ که از آن جویها میرود، وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ از آن سنگ است که میشکافد، فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و آب از آن بیرون میآید، وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ و از آن هست که از بالا بهامون میافتد از ترس خداوند، وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ و خدا از کرد شما ناآگاه نیست.
أَ فَتَطْمَعُونَ میپیوسید و طمع میدارید، أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ که شما را استوار گیرند وَ قَدْ کانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ و گروهی ازیشان بودند یَسْمَعُونَ کَلامَ اللَّهِ که سخن خدای عز و جل میشنیدند ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ پس آن میبگردانیدند، مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ پس از آنک دانسته بودند و شناخته وَ هُمْ یَعْلَمُونَ و ایشان میدانستند که بآنچه میگویند دروغ زناناند و گناهکار.
وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا و چون گرویدگان را بینند قالُوا آمَنَّا گویند ما گرویدیم و استوار داشتیم، وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ و آن گه که با یکدیگر افتند بی شما و خالی افتند از شما، قالُوا یکدیگر را گویند أَ تُحَدِّثُونَهُمْ ایشان را می سخن میگویید (از توریة) و میآگاه کنید بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ از آنچه اللَّه گشاد بر شما لِیُحَاجُّوکُمْ. بِهِ تا فردا بر شما حجت آرند بآن عِنْدَ رَبِّکُمْ نزدیک خداوند شما، أَ فَلا تَعْقِلُونَ می در نیابید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بخش از قرآن به داستانی اشاره دارد که در آن مردم به قتل یک نفر پرداخته و در مورد کشنده او دچار اختلاف شدند. خداوند به آنها دستور میدهد که از گوشتی از یک گاو برای زندهکردن کشته استفاده کنند تا نشانهای از قدرت و دانش خدایی را به آنها نشان دهد. با این کار، مردگان زنده میشوند و نشانههای خدا را میبینند، اما دلهای آنها پس از این واقعه سخت و بیحس میشود. آیهها همچنین به این موضوع اشاره دارند که برخی از مردم، پس از شنیدن کلام خدا، آن را تحریف میکنند و دروغ میگویند. آنها به دیگران ادعا میکنند که ایمان آوردهاند، اما در خلوت به یکدیگر میگویند که باید با هم درباره اموری که خدا به آنها بیان کرده صحبت کنند تا علیه آنها حجت بیاورند. این موضوع نشاندهنده ضعف در ایمان و تقوای آنهاست. خداوند از اعمال آنها آگاه است و هشدار میدهد که باید در اعمالشان تامل کنند.