بخش ۴۹ - ۱۵ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۲- سورة البقره
قوله تعالی: قُلْ رسول من گوی إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ اگر سرای پسین و پیروزی در آن شما راست عِنْدَ اللَّهِ نزدیک خداوند، خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ خاصّه شما را از غیر دیگران، فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ پس مرگ خواهید بآرزوی إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ اگر میراست گوئید.
وَ لَنْ یَتَمَنَّوْهُ و بآرزو نخواهند آن را، أَبَداً هرگز بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ بآنچه میدانند که پیش فرا فرستادند از کردید، وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ و اللَّه داناست بآن ستمکاران بر خویشتن.
وَ لَتَجِدَنَّهُمْ و ایشان را یابید أَحْرَصَ النَّاسِ حریصتر مردمان عَلی حَیاةٍ بر زندگانی، وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا و گبرکان هم یَوَدُّ أَحَدُهُمْ دوست دارد یکی از آن گبران لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ اگر او را هزار سال عمر دراز دهندی وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ و رهاننده نیست آدمی را از عذاب أَنْ یُعَمَّرَ که او را عمر دراز دهند وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِما یَعْمَلُونَ و اللَّه بینا است بآنچه میکنند.
قُلْ رسول من گوی، مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ هر که دشمن است جبرئیل را، فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِکَ خداست که فرستاد او را بر دل تو نه خود آمد بِإِذْنِ اللَّهِ بدستوری اللَّه آمد، مُصَدِّقاً استوار گیر و گواه لِما بَیْنَ یَدَیْهِ هر کتاب را که پیش او فرود آمد وَ هُدیً و راهنمونی وَ بُشْری لِلْمُؤْمِنِینَ و شادمانه کردن گرویدگان را.
مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ هر که دشمنست خدای را وَ مَلائِکَتِهِ و فریشتگان وی را وَ رُسُلِهِ و فرستادگان وی را، وَ جِبْرِیلَ وَ مِیکالَ و جبرئیل و میکائیل را فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرِینَ اللَّه دشمنست آن کافران را که دشمن ایشانند.
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ و ما فرستادیم بر تو آیاتٍ بَیِّناتٍ سخنهای روشن هویدا و راست، وَ ما یَکْفُرُ بِها و کافر نشوند بآن إِلَّا الْفاسِقُونَ مگر فاسقان که از پذیرفتن حق بیرون شدهاند.
أَ وَ کُلَّما عاهَدُوا عَهْداً باش هر گه که پیمانی ببندند، نَبَذَهُ بیوکنند و بشکنند آن پیمان را فَرِیقٌ مِنْهُمْ گروهی ازیشان بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یُؤْمِنُونَ...
بلکه بیشتر ایشان ناگرویدگانند.
وَ لَمَّا جاءَهُمْ و آن گه که آمد بایشان رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فرستاده از نزدیک خداوند مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ استوار گیر و گواه آن کتاب را که با ایشانست نَبَذَ بیوکند فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ گروهی ازیشان که توریة دادند ایشان را، کِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کتاب خدای توریة پس پشت انداختند کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ مانند آنک نمیدانند که توریة سخن خدا است.
وَ اتَّبَعُوا وانگه پس روی کردند ما تَتْلُوا الشَّیاطِینُ آن چیز را که شیاطین خواندند عَلی بر عهد مُلْکِ سُلَیْمانَ و در زمان او وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ و هرگز سلیمان کافر نبود وَ لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا و لکن شیاطین کافر شدند، یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ جادوی در مردمان میآموزند. وَ ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ و نیز پس روی کردند آن چیز را که فرستاده آمد بر آن دو فریشته، بِبابِلَ شهر بابل هارُوتَ وَ مارُوتَ نام آن دو فرشته هاروت و ماروت، وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ و ایشان جادوی در هیچکس نیاموزند، حَتَّی یَقُولا تا آن گاه که بیشتر گویند إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ ما آزمون خلق ایم از خدای، فَلا تَکْفُرْ کافر مشو بپذیرفتن باطل فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما و میآموزند از آن دو فریشته، ما یُفَرِّقُونَ بِهِ چیزی که با آن جدایی کنند بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ میانه مرد و جفت وی، وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ و نمیگزایند کس را، بآن و جدایی نمیاوکنند إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مگر بخواست خدای وَ یَتَعَلَّمُونَ و میآموزند ما یَضُرُّهُمْ چیزی که ایشان را در این گزند نماید، وَ لا یَنْفَعُهُمْ و ایشان را در دین بکار نیاید، وَ لَقَدْ عَلِمُوا و نیک دانستهاند لَمَنِ اشْتَراهُ که هر که سحر را خرد و پسندد ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ
او را در آن جهان نیست از هیچ نیکویی بهره، وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ و ببد چیزی خویشتن را بفروختند، لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ اگر دانندید.
وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا و اگر ایشان ایمان آوردندی وَ اتَّقَوْا و از خشم خدای بپرهیزیدندی، لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ پاداش ایشان از نزدیک خداوند خَیْرٌ به بودی لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ اگر دانندید.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این آیات، خداوند به مردم میگوید که اگر دارایی آخرت و پارسایی نزد خدا برای آنهاست، باید آروز کنند که مرگشان بیفتد، اگر راست میگویند. اما آنها هرگز این آرزو را نخواهند کرد به دلیل اعمالی که قبلاً انجام دادهاند و خداوند از حال ستمکاران آگاه است. همچنین گفته میشود که مردم بسیار حریص بر زندگی هستند و حتی اگر هزار سال عمر کنند، نمیتوانند از عذاب خدا فرار کنند. در ادامه، اشاره میشود که هر کس با جبریل که پیامبران را به آنان میرساند دشمن باشد، در واقع با خدا و فرشتگانش دشمن است و خداوند دشمن کافران خواهد بود. خداوند آیات روشنی را به پیامبر نازل کرده و تنها فاسقین آنها را انکار میکنند. سپس خداوند به نقض پیمانها و وعدهها از سوی برخی از افراد اشاره میکند و این اقدامات نشاندهنده عدم ایمان واقعی آنهاست. وقتی پیامبری از سوی خدا به سوی آنان میآید، برخی از اهل کتاب، کتاب خدا را پشت سر میگذارند به گونهای که گویی نمیدانند. همچنین، به ذکر سحر و جادو و آموزههای شیاطین اشاره میشود که مردم را به سوی ناپاکی و کفر میکشانند. خداوند تأکید میکند که سحر به کسی زیانی نمیزند مگر با اجازه او و هر کس سحر و جادو را بپذیرد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت. در نهایت، اگر مردم ایمان آورند و از خدا بترسند، پاداشی نیکو از سوی خداوند خواهند داشت اگر تنها میدانستند.