بخش ۷ - ۳ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۲- سورة البقره
قوله تعالی وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ... و چون که مؤمنان ایشان را گویند آمِنُوا بگروید. کَما آمَنَ النَّاسُ چنانک مردمان گرویدهاند.
قالُوا جواب دهند و گویند أَ نُؤْمِنُ با شما بگرویم کَما آمَنَ السُّفَهاءُ چنانک سبکساران و سبک خردان گرویدند. أَلا آگاه بید إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ بدرستی که ایشان نازیرکان و سبکسارانند وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ. و لکن نمیدانند که سزای نام سفه ایشانند
وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا چون که مؤمنانرا ببینند قالُوا آمَنَّا
گویند ما گرویدهایم وَ إِذا خَلَوْا إِلی شَیاطِینِهِمْ و چون که واسالاران خویش رسند و از گرویدگان خالی شوند. قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ گویند ما با شماایم إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ (۱۴) ما بر مؤمنان افسونگرانیم
اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ اللَّه برایشان میافسوس کند. وَ یَمُدُّهُمْ و میفرا گذارد ایشان را فِی طُغْیانِهِمْ در گزاف ایشان یَعْمَهُونَ (۱۵) تا متحیّر میباشند.
أُولئِکَ الَّذِینَ ایشان آنند اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدی که گمراهی را بخریدند و راست راهی بفروختند.
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ سودمند نیامد بازرگانی ایشان وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ (۱۶) و راست راه نیامدند.
مَثَلُهُمْ صفت ایشان کَمَثَلِ الَّذِی راست چون صفت مردی است اسْتَوْقَدَ ناراً که آتشی افروخت در هامون فَلَمَّا أَضاءَتْ چون روشن کرد آتش ما حَوْلَهُ گرد بر گرد وی ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ اللَّه آن روشنایی ایشان ببرد وَ تَرَکَهُمْ و ایشان را گذاشت فِی ظُلُماتٍ در تاریکیها لا یُبْصِرُونَ. (۱۷) که هیچ نمیبینند
صُمٌّ کراناند بُکْمٌ گنگاناند عُمْیٌ نابینایاناند فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ پس ایشان از کفر باز نیایند.
أَوْ کَصَیِّبٍ یا چون بارانی سخت مِنَ السَّماءِ از آسمان فِیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ که در آن باران هم تاریکیها بود و هم رعد و هم برق. یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِی آذانِهِمْ انگشتهای خود در گوشهای خود میکنند مِنَ الصَّواعِقِ از بیم آن که صاعقه رسد بایشان حَذَرَ الْمَوْتِ از بیم مرگ وَ اللَّهُ مُحِیطٌ بِالْکافِرِینَ.(۱۹) و اللَّه پادشاه است بر ناگرویدگان و تاونده با ایشان.
یَکادُ الْبَرْقُ خواهد آن برق درخشنده یَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ که دیدههای ایشان برباید کُلَّما أَضاءَ لَهُمْ چون ایشان را جای روشن کند مَشَوْا فِیهِ در آن بروند وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ و چون و از تاریک گردد ور ایشان قامُوا بر پای بمانند. وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواهد اللَّه لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ هم شنوایی ایشان برد و هم دیدههای ایشان إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (۲۰) بدرستی که اللَّه همه چیز را قادر است و همه کار را توانا.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ هیئت مؤمنان و کافران و حالتهای مختلف آنها در برابر ایمان و کفر صحبت میکند. زمانی که مؤمنان به کافران میگویند که به ایمانی که دیگران دارند، گرویده شوند، کافران با تمسخر پاسخ میدهند و میگویند که آیا باید مانند احمقها ایمان بیاورند. در واقع، آنان خود را از مؤمنان برتر میدانند، غافل از اینکه در حقیقت، خودشان احمق و گمراهاند. کافران زمانی که به مؤمنان میرسند، میگویند که ایمان آوردهاند، اما وقتی دور میشوند، به شیاطین خود بازمیگردند و در واقع، میگویند که به مؤمنان میخندند. خداوند نیز به این تمسخر پاسخ میدهد و آنها را در گمراهی رها میکند. آیات به تصویر رساندن کافران به شکلهایی مثل شخصی که آتشی افروخته، اشاره میکند. وقتی نور آتش روشن میشود، خداوند نور آنها را برمیدارد و آنها در تاریکی میمانند و نمیتوانند ببینند. همچنین، تشبیه باران سخت و رعد و برق آمده است که کافران از ترس صاعقه، انگشتهایشان را در گوشهای خود میگذارند. در نهایت، تأکید بر این است که خداوند بر همه چیز قادر است و میتواند دیدگان و گوشهای کافران را بگیرد. بنابراین، آنها در گمراهی و کفر خود باقی میمانند.