نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۱۴ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۴- سورة النساء- مدنیة

قوله تعالی: أَ لَمْ تَرَ نبینی، ننگری، إِلَی الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ بایشان که ایشان را گفتند: کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ دستها فرا دارید، وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ و نماز بپای دارید، وَ آتُوا الزَّکاةَ و زکاة از مال بدهید، فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ چون بر ایشان واجب نوشتند غزا کردن، إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ گروهی از ایشان، یَخْشَوْنَ النَّاسَ از جنگ مشرکان بترسیدند، کَخَشْیَةِ اللَّهِ چنان ترسیدند که از خدا باید ترسید، أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً یا نیز سختتر، وَ قالُوا و چنین گفتند، رَبَّنا خداوند ما! لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ چرا بر ما جهاد کردن نبشتی؟ لَوْ لا أَخَّرْتَنا چرا ما را باز نگذاشتی، إِلی‌ أَجَلٍ قَرِیبٍ تا اجلی که خود نزدیکست. قُلْ ای پیغامبر من گوی، مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ برخورداری درین گیتی‌اند کست، وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ و آن جهان به است، لِمَنِ اتَّقی‌ او را که درین جهان پرهیزکار است، وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا (۷۷) و بر شما ستم نیاید باندازه فتیلی.

أَیْنَما تَکُونُوا هر جا که باشید، یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ بشما رسد مرگ، وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ و هر چند در حصارها باشید استوار و محکم کرده، وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ و اگر بایشان رسد نیکی این جهانی، یَقُولُوا گویند: هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ این از نزدیک خدا است، وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ و اگر بایشان رسد بدی این جهانی، یَقُولُوا گویند: هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ این از نزدیک تو است، قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ایشان را بگو که خیر این جهانی و شرّ این جهانی همه از خدا است، بخواست و تقدیر وی، فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ چه رسید این قوم را، لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً (۷۸) خواهندید که هیچ سخن در نیابندید؟

ما أَصابَکَ هر چه بتو رسد، مِنْ حَسَنَةٍ از نیک این جهانی، فَمِنَ اللَّهِ آن از خدا است، بارادت و تقدیر او، وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ و هر چه بتو رسد از بد این جهانی، فَمِنْ نَفْسِکَ آن از ارزانی بودن تو است و از استحقاق تو، وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا و ترا که فرستادیم پیغامبری فرستادیم، وَ کَفی‌ بِاللَّهِ شَهِیداً (۷۹) و خدای گواه کافی است.

مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ هر که فرمان برد رسول را، فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ خدای را فرمان برد، وَ مَنْ تَوَلَّی و هر که بر گردد، فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً (۸۰) ما ترادر ایشان گوشوان نفرستادیم.

وَ یَقُولُونَ طاعَةٌ و میگویند فرمانبرداری، فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ چون از نزدیک تو بیرون شند و با هم افتند، بَیَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ بشب با هم میگویند گروهی از ایشان، غَیْرَ الَّذِی تَقُولُ نه آنکه تو می‌گویی بایشان، وَ اللَّهُ یَکْتُبُ ما یُبَیِّتُونَ و خدای مینویسد آنچه ایشان بشب میکنند، و میگویند، فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ روی گردان از ایشان و فراگذار، وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ و پشت بخدا باز کن، و کار بوی سپار، وَ کَفی‌ بِاللَّهِ وَکِیلًا (۸۱) و خدای کار پذیر و کارسازی بسنده است.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این آیات درباره گروهی از یهودیان سخن می‌گویند که به آن‌ها دستور داده شده بود از جنگ خودداری کنند، نماز بخوانند و زکات بدهند. اما زمانی که جنگ بر آن‌ها واجب شد، از ترس دشمن، از جنگیدن فرار کردند و خواستند که خداوند آن‌ها را از این مسئولیت معاف کند. خداوند به پیامبرش دستور می‌دهد که به آن‌ها بگوید که زندگی دنیا بسیار کوتاه و ناچیز است و تنها پرهیزکاران در آخرت بهره‌مند خواهند بود. همچنین بیان می‌شود که مرگ هر انسان در هر مکان و زمانی به او می‌رسد و نیکی و بدی‌ها به خواست خداوند است. در ادامه به طعنه‌های گروهی از مردم اشاره می‌شود که در ظاهر از خدا اطاعت می‌کنند اما در خفا به یکدیگر چیزهایی می‌گویند که با آنچه پیامبر می‌گوید متفاوت است. در نهایت خداوند به پیامبر می‌فرماید که بر آن‌ها بی‌اعتنا باشد و بر خدا توکل کند.