نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۶- سورة الانعام‏

قوله تعالی وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ و ازیشان کس است که می‌نیوشد بگوش سر بتو وَ جَعَلْنا عَلی‌ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً و ما بر دلهای ایشان پوششها و غلافها افکنده‌ایم أَنْ یَفْقَهُوهُ که حق را دریاوندی وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً و در گوشهای ایشان از حق شنیدن گرانی و بار افکندیم وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ و اگر هر نشانی که ما نمودیم به بینند لا یُؤْمِنُوا بِها بآن هم بنگروند. حَتَّی إِذا جاؤُکَ تا آن گه که آیند بتو، یُجادِلُونَکَ پیکار می‌کنند با تو، و حق را باز میدهند یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که کافر گشتند میگویند إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (۲۵) نیست این مگر افسانهای پیشینیان.

وَ هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ و ایشان از رنجانیدن رسول خدا مردمان را باز میدارند، وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ و خود از استوار داشتن وی باز میایستند، وَ إِنْ یُهْلِکُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ و هلاک نمی‌کنند مگر خویشتن را، وَ ما یَشْعُرُونَ (۲۶) و نمیدانند.

وَ لَوْ تَری‌ و اگر تو بینی إِذْ وُقِفُوا عَلَی النَّارِ آن وقت که ایشان را بر آتش باز دارند، فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ گویند ای کاشکی که ما را باز گذارندی، وَ لا نُکَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا و دروغ زن نگیرید، با سخنان خداوند خویش وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۲۷) و از گرویدگان بیم.

بَلْ باز نگذارند بَدا لَهُمْ آشکارا شد ایشان را ما کانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ آنچه پنهان میداشتند پیش از این «۴» وَ لَوْ رُدُّوا و اگر ایشان را باز گذارندی با دنیا لَعادُوا باز گردیدندی لِما نُهُوا عَنْهُ هم باز آنکه گفته بودیم ایشان را که مکنید و میکردند وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ (۲۸) و دروغ میگویند که اگر باز گذارندی ما تکذیب نیاریم و ایمان آریم.

وَ قالُوا و گفتند: إِنْ هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نیست این گیتی مگر همین زندگانی ما این جهانی، وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ (۲۹) و ما برانگیختنی نیستیم.

وَ لَوْ تَری‌ و اگر تو بینی، إِذْ وُقِفُوا عَلی‌ رَبِّهِمْ آن گه که ایشان را باز دارند و عرضه کنند بر خداوند خویش قالَ أَ لَیْسَ هذا بِالْحَقِّ گوید اینچه می بینید راست نیست؟ قالُوا بَلی‌ وَ رَبِّنا گویند آری هست بخداوند ما قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ گوید پس عذاب می‌چشید بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ (۳۰) بآنچه کافر شدید.

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا زیان کار شدند و نومید ماندند ایشان که دروغ شمردند، بِلِقاءِ اللَّهِ دیدن خدای را عز و جل و قیامت، حَتَّی إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً تا آن گه که با ایشان آمد رستاخیز ناگاه قالُوا یا حَسْرَتَنا گفتند یا نفریغا عَلی‌ ما فَرَّطْنا فِیها بر آن تقصیر و فرو گذاشت که کردیم در دنیا وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلی‌ ظُهُورِهِمْ و برمیگیرند بارهای گناهان خود بر پشتهای خود. أَلا آگاه باشید ساءَ ما یَزِرُونَ (۳۱) بد باری است بار گناه که می‌کشند!

وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا و نیست زندگانی این جهانی إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ مگر بازی و شغلی وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ و سرای پسین بر راستی که به است لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ ایشان را که از خشم و عذاب خدای می‌پرهیزند أَ فَلا تَعْقِلُونَ (۳۲) هیچ حق در نمی‌یابند؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این آیات قرآن، به وضعیت کسانی پرداخته می‌شود که به پیام حق گوش نمی‌دهند و به آن واکنشی نشان نمی‌دهند. خداوند بیان می‌کند که بر دل‌های آن‌ها پوشش‌هایی قرار داده و در گوش‌هایشان سنگینی ایجاد کرده است که نمی‌توانند حق را درک کنند. حتی اگر نشانه‌های واضحی از حق ببینند، ایمان نمی‌آورند و به افسانه‌های پیشینیان نسبت می‌دهند. آن‌ها از رنجانیدن پیامبر و دیگران خودداری نمی‌کنند و زمانی که در قیامت راجع به اعمال خود مورد بازخواست قرار می‌گیرند، آرزو می‌کنند کاش به دنیا بازگردند و به آیات خدا ایمان آورند. اما واقعیت این است که اگر دوباره به دنیا برگردند، همان اعمال را انجام می‌دهند. کافران بر این باورند که زندگی تنها همین زندگی دنیوی است و به بعث و قیامت ایمان ندارند. اما در روز قیامت، وقتی در برابر خداوند قرار می‌گیرند، به حقانیت آن اعتراف می‌کنند و عذابِ ناشی از کفر خود را می‌چشند. این آیات به عواقب گناهان و زندگی دنیوی بی‌اهمیت اشاره دارد و بیان می‌کند که زندگی واقعی در آخرت است و تنها کسانی که از خداوند پرهیز می‌کنند، به سعادت دست خواهند یافت.