نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۸ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۷- سورة الاعراف‏

قوله تعالی: وَ إِلی‌ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً و فرستادیم به ثمود مرد ایشان را و کس ایشان را صالح قالَ یا قَوْمِ ایشان را گفت: ای قوم! اعْبُدُوا اللَّهَ خدای را پرستید ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ نیست شما را خدایی جز از او قَدْ جاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ بشما آمد از خداوند شما نشانی روشن هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ آنک این ماده شتر خدای است لَکُمْ آیَةً تا شما را نشانی بود. فَذَرُوها گذارید آن را تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللَّهِ تا می‌خورد در زمین خدای وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ و بآن هیچ بدی مرسانید فَیَأْخُذَکُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ (۷۳) که فرا گیرد شما را عذابی درد نمای.

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ و یاد کنید که شما را پس نشینان جهان کرد پس عاد وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ و شما را در زمین جای داد تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً میکنید هر جای که از زمین خاک نرم است کوشکها وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُیُوتاً و می‌تراشید هر جای که سنگ است و کوه، خانها فَاذْکُرُوا آلاءَ اللَّهِ نعمتهای اللَّه بر خود یاد میکنید وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (۷۴) و در زمین بتباهکاری و فساد مروید.

قالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ سران قوم او که گردنکشان بودند از حق، گفتند: لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا بیچارگان و زبون گرفتگان قوم صالح را لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ ایشان را که گرویدگان بودند از ایشان أَ تَعْلَمُونَ شما چنان می‌دانید أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ که صالح فرستاده‌ایست از خدای خویش؟

قالُوا آن مستضعفان جواب دادند إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ (۷۵) ما بآن پیغام که وی را بآن فرستاده‌اند مصدقان و گرویدگانیم.

قالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا گردنکشان قوم گفتند: إِنَّا بِالَّذِی آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُونَ (۷۶) ما بآنچه شما بآن گرویده‌اید کافر و ناگرویدگانیم.

فَعَقَرُوا النَّاقَةَ پی زدند و بکشتند ماده شتر را وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ و گردن کشیدند از فرمان خداوند خویش وَ قالُوا و گفتند: یا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا ای صالح بما آر آنچه ما را وعده می‌دهی از عذاب إِنْ کُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ (۷۷) اگر از فرستادگان اویی.

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فرا گرفت ایشان را بانگ و جنبش فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ بامداد کردند در سرایهای خویش جاثِمِینَ (۷۸) بر وی درافتاده و بر جای مرده.

فَتَوَلَّی عَنْهُمْ برگشت صالح از ایشان وَ قالَ یا قَوْمِ و گفت: ای قوم! لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَةَ رَبِّی بشما رسانیدم پیغام خداوند خویش وَ نَصَحْتُ لَکُمْ و شما را نیک خواستم و بنیکی فرمودم وَ لکِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ (۷۹) لیکن شما نیکخواهان را دوست نداشتید.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، داستان حضرت صالح و قوم ثمود روایت شده است. خداوند صالح را به سوی قوم ثمود فرستاد و از آنها خواست که خداوند را پرستش کنند و به نشانه‌ای که ماده شتر خدا بود، توجه کنند. صالح به قومش هشدار داد که به خاطر این نشانه، آسیبی به شتر نرسانند و از فساد در زمین بپرهیزند. اما سران قوم که گردن‌کش و مغرور بودند، به بیچارگان قوم، که به صالح ایمان آورده بودند، گفتند که آیا می‌دانید صالح از طرف خدا فرستاده شده است؟ بیچارگان پاسخ دادند که به آنچه صالح آورده است، ایمان دارند. سران قوم اما به ایمان آنها کفر ورزیدند و ماده شتر را کشتند. سپس از صالح خواستند تا عذاب را بر آنها نازل کند. پس از آن، عذابی سخت بر آنها نازل شد و آنها به حالت مرگ در خانه‌هایشان افتادند. صالح پس از این واقعه به آنها گفت که او پیام خدا را به آنها رسانده و نیک‌خواهی کرده است، اما آنها نیک‌خواهان را دوست نداشتند.