۱۱ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۷- سورة الاعراف
قوله تعالی: قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ سالاران قوم فرعون گفتند: إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ (۱۰۹) اینست بدرستی جادویی دانا استاد.
یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ میخواهد که بیرون کند شما را از زمین شما فَما ذا تَأْمُرُونَ (۱۱۰) چه چیز فرمائید؟
قالُوا ایشان گفتند فرعون را: أَرْجِهْ وَ أَخاهُ باز دار وی را و برادر وی را وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدائِنِ و بفرست در شهرهای زمین مصر حاشِرِینَ (۱۱۱) فراهم کنندگان و جادو جویندگان.
یَأْتُوکَ بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ (۱۱۲) تا بتو آرند هر جادویی دانا که هست.
وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ جادوان آمدند بفرعون، قالُوا گفتند او را: قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً ما را برین جادویی که میخواهی مزدی هست؟ إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبِینَ (۱۱۳) اگر ما موسی را و برادر وی را غلبه کنندگانیم باز مالندگان و کم آورندگان.
قالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ (۱۱۴) گفت: آری، و شما پس از آن از نزدیک کردگاناید بمن.
قالُوا یا مُوسی جادوان گفتند. ای موسی! إِمَّا أَنْ تُلْقِیَ تو عصای خویش بیوکنی پیش وَ إِمَّا أَنْ نَکُونَ نَحْنُ الْمُلْقِینَ (۱۱۵) یا ما آن خود بیفکنیم؟
قالَ أَلْقُوا گفت: شما پیش بیفکنید فَلَمَّا أَلْقَوْا چون بیفکندند سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ چشم مردمان بر بستند و فرا دیدار چشم مردمان جادویی نمودند وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ و مردمان را بترسانیدند وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِیمٍ (۱۱۶) و جادویی آوردند بزرگ.
وَ أَوْحَیْنا إِلی مُوسی و پیغام فرستادیم بموسی أَنْ أَلْقِ عَصاکَ که عصای خود بیفکن فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ ما یَأْفِکُونَ (۱۱۷) که آن عصا فرو برد هر چه ایشان بدروغ ساختهاند و بجادویی نموده.
فَوَقَعَ الْحَقُّ حق آشکارا شد و هست وَ بَطَلَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۱۸) و آنچه ایشان میکردند تباه گشت و نیست.
فَغُلِبُوا هُنالِکَ ایشان را باز شکستند آنجا وَ انْقَلَبُوا و باز گشتند صاغِرِینَ (۱۱۹) خوار مانده و کم آمده.
وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ ساجِدِینَ (۱۲۰) و جادوان را بسجود افکندند.
قالُوا گفتند همه: آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ (۱۲۱) بگرویدیم بخداوند جهانیان.
رَبِّ مُوسی وَ هارُونَ (۱۲۲) خداوند موسی و هارون.
قالَ فِرْعَوْنُ فرعون جادوان را گفت: آمَنْتُمْ بِهِ بگرویدید باو قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ پیش از آنکه دستوری دادم شما را إِنَّ هذا لَمَکْرٌ شما در نهان با موسی سازی ساختهاید مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ و این ساز نهانی بهم کردهاید درین شارستان لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها تا اهل آن از آن بدر بیرون کنید فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (۱۲۳) آری آگاه شید.
لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ ببرم و پاره پاره کنم دستها و پایهای شما مِنْ خِلافٍ از یکی چپ و از یکی راست ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ (۱۲۴) و آن گه شما را دست و پای زده بیاویزم همگان.
قالُوا جواب دادند جادوان إِنَّا إِلی رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ (۱۲۵) ما با خدای خویش گشتیم.
وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا نیست چیزی که از ما نپسندی إِلَّا أَنْ آمَنَّا مگر آنکه ما بگرویدیم بِآیاتِ رَبِّنا پیغامهای خداوند خویش و نشانههای او لَمَّا جاءَتْنا آن گه که بما آمد. رَبِّنا خداوند ما! أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً فرو ریز بر ما شکیبایی فراخ وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِینَ و ما را بر مسلمانی بمیران.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این آیات از قرآن، سالاران قوم فرعون به موسی میگویند که او جادویی دانا است که میخواهد آنها را از سرزمینشان بیرون کند. آنها به فرعون پیشنهاد میدهند که جادوگران را جمع کند تا با موسی مقابله کنند. جادوگران در مقابل موسی قرار میگیرند و از او میخواهند که عصای خود را بیافکند یا خودشان عصای خود را بیفکنند. موسی به آنها میگوید که بیندازند و وقتی آنها این کار را میکنند، سحرشان چشم مردم را میگیرد. موسی با فرمان خدا عصای خود را میاندازد و عصا به سرعت تمام سحرها را بلعیده و حقیقت آشکار میشود. جادوگران شکست میخورند و به سجده میافتند و به خدا ایمان میآورند. فرعون از آنها میخواهد که چرا قبل از دریافت دستور او به موسی ایمان آوردهاند و تهدید میکند که مجازاتشان خواهد کرد. اما جادوگران به ایمانشان به خداوند اشاره میکنند و از او میخواهند که بر آنها شکیبایی نازل کند و تحت حالت ایمان بمیرند.