۳ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۹- سورة التوبة- مدنیة
قوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ای ایشان که بگرویدید، لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ أَوْلِیاءَ پدران خویش و برادران خویش بدوستی مگیرید، إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَی الْإِیمانِ اگر ایشان میدوست دارند که کفر بگزینند بر ایمان، وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ و هر که ایشان را بپذیرد بدل و بدوست گیرد از شما که مؤمناناید، فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ. (۲۳) از بیدادگران است هم چون ایشان.
قُلْ گوی، إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ اگر چنان است که پدران شما و پسران شما، وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ و برادران شما و جفتان شما، وَ عَشِیرَتُکُمْ و خویشاوندان شما، وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها و مالهای گرد کرده شما، وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها و بضاعتی که دارید تجارت را که در آن از کاسدی میترسید، وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها و مسکنهای ساخته که پسندید، أَحَبَّ إِلَیْکُمْ اگر چنان است که این همه دوستتر است بشما، مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ از خدا و رسول وی، وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ و کوشیدن با دشمن وی از بهر وی، فَتَرَبَّصُوا چشم میدارید، حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ تا آن گه که خدای کار خویش آرد و فرمان خویش بسر شما، وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ. (۲۴) و خدای پیش برنده و راه نمای کار فاسقان نیست.
لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ نهمار یاری کرد خدای شما را، فِی مَواطِنَ کَثِیرَةٍ در جایگاهها فراوان، وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ روز حنین خوش آمد شما را اول انبوهی شما را، فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً آن انبوهی شما را سود نداشت و بکار نیامد، وَ ضاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ و تنگ گشت بر شما زمین از تنگدلی و تنگ کاری، بِما رَحُبَتْ زمین بدان فراخی، ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ. (۲۵) آن گه برگشتید بهزیمت پشت بداده.
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ آن گه فرو فرستاد خدای آرام آشنایی خویش، عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ بر رسول خویش و برگرویدگان، وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها و فرو فرستاد سپاهی از فریشتگان شما نمیدیدید، وَ عَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا و عذاب کرد کافران را، وَ ذلِکَ جَزاءُ الْکافِرِینَ. (۲۶) و خود آن بود سزای کافران.
ثُمَّ یَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ و پس از آن توبه میدهد خدای، عَلی مَنْ یَشاءُ آن را که میخواهد از ایشان، وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. (۲۷) و خدای آمرزگاریست مهربان.
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ای ایشان که بگرویدید، إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ مشرکان پلیدند، فَلا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا مبادا که در مسجد حرام آیند بعد ازین سال، وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً و اگر میترسید از درویشی، فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ مگر که خدای شما را بینیاز کند بفضل خویش اگر خواهد، إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ. (۲۸) که خدای دانائیست راستدان.
قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ کشتن کنید با ایشان که بنمیگروند بیکتایی خداوند و بروز رستاخیز، وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ و حرام نمیدارند آنچه حرام کرد خدای و رسول او، وَ لا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ و دین اسلام نمیدارند و نمیپذیرند، مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ از اهل کتاب از جهودان و ترسایان و صابیان، حَتَّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ تا آن گه که گزیت دهند از دست خود نقد، وَ هُمْ صاغِرُونَ. (۲۹) و ایشان خوار و کم آمده.
وَ قالَتِ الْیَهُودُ جهودان گفتند، عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ که عزیز پسر خداست، وَ قالَتِ النَّصاری ترسایان گفتند، الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ که مسیح پسر اوست، ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ این چیز آنست که بزبان میگویند، یُضاهِؤُنَ راست برابر دارند و هم سخن، قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ با کوران که پیش ازیشان بودند، قاتَلَهُمُ اللَّهُ لعنت باد از خدای بر ایشان، أَنَّی یُؤْفَکُونَ. (۳۰)
چون میبرگردانند ایشان را جهودان را از حقّ.
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ جهودان گرفتند دانشمندان خویش را، وَ رُهْبانَهُمْ و ترسایان راهبان خویش را، أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ایشان را بخدایی گرفتند فرود از خدای، وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ و عیسی مریم را هم چنین، وَ ما أُمِرُوا و نه فرمودند ایشان را، إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً مگر که خدای پرستند یگانه یکتا، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نیست خدایی جز او، سُبْحانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ. (۳۱) پاکی وی را از آنچه انباز با وی میخوانند.
یُرِیدُونَ میخواهند، أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ که نور خدای و چراغ او بکشند، بِأَفْواهِهِمْ بباد دهنهای خویش، یَأْبَی اللَّهُ و ابا میکند خدای، إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ مگر تمام کند نور خود و افروخته دارد چراغ، وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ. (۳۲) و هر چند دشوار آید کافران را.
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی او آنست که بفرستاد رسول خویش را محمد براه نمونی، وَ دِینِ الْحَقِّ و دین راست، لِیُظْهِرَهُ آن را تا آن را زبر دارد و پیروز آرد، عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ بر همه دینهای دیگر، وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. (۳۳) و هر چند که دشوار آید مشرکان را.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این آیات در مورد رابطه مؤمنان با خانواده و جامعهای که به کفر گرایش دارند، هشدار میدهد. خداوند مؤمنان را از دوستی با پدران و برادران خود که ایمان را ترک کرده و کفر را برگزیدهاند، نهی میکند. همچنین، روزی که مؤمنان در جنگ حنین به دلیل کثرت خود مغرور شدهاند، ولی به دلیل ضعف روحی شکست خوردند، یادآوری میشود. خداوند به مؤمنان سکینه و آرامش میبخشد و بر علیه کافران سپاه فرشتگان خود را نازل میکند. در ادامه، خداوند به مؤمنان میگوید که مشرکان پلیدند و نباید به مسجد حرام نزدیک شوند. همچنین، به مؤمنان دستور میدهد که با کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده است، حرام نمیدانند، بجنگند. اهل کتاب نیز تا زمانی که جزیه دهند، مورد پذیرش قرار خواهند گرفت. آیات به نقل قولهای یهود و نصاری در مورد اعتقادات نادرستشان میپردازند و همچنین به این نکته اشاره میکنند که آنها علمای خود را به جای خدا گرفتهاند. خدای یکتا که هیچ معبودی جز او نیست، باید پرستیده شود. در نهایت، خداوند اعلان میکند که نور خود را باطل نخواهد کرد و دین حق را بر همه دینها غالب خواهد ساخت، هر چند که مشرکان ناراضی باشند.