۸ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۱۷- سورة بنى اسرائیل- مکیة
قوله تعالی: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ» بشب خیز و نماز کن، «نافِلَةً لَکَ» این افزونی است بر تو، «عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ» واجب کرد خدای تعالی ترا بر خود که ترا بر پای کند، «مَقاماً مَحْمُوداً (۷۹)» از ایستاد نگاهی که ترا در آن بستایند.
«وَ قُلْ رَبِّ» و بگوی خداوند من، «أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ» در آر مرا در آورد براستی و نیکویی، «وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ» و بیرون بر مرا بیرون برد براستی و نیکویی، «وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً (۸۰)» و از نزدیکی خود مرا دست رسی و نشانی ده و نیرویی ده که مرا یار بود
«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ» و بگوی که براستی و درستی آمد، «وَ زَهَقَ الْباطِلُ» و کژی شد و نیست گشت، «إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً (۸۱)» بدرستی که کژی شدنی بود
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ» و فرو میفرستیم از قرآن، «ما هُوَ شِفاءٌ» چیزی که آن آسانی است، «وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» و بخشایشی گرویدگان را، «وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ» و نفزاید کافران را، «إِلَّا خَساراً (۸۲)» مگر زیانکاری.
«وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ» چون نیکویی کنیم و نعمت نهیم بر آدمی، «أَعْرَضَ» روی گرداند، «وَ نَأی بِجانِبِهِ» و پهلوی خویش در کشد از ما، «وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ» و چون باو بدی رسد، «کانَ یَؤُساً (۸۳)» نومید نشیند.
«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ» بگو هر کس کار کند و بر سزای خویش کند و در خور خویش، «فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ» پس خداوند تو داناست، «بِمَنْ هُوَ أَهْدی سَبِیلًا (۸۴)» بهر که راه راست را سزاست.
«وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ» میپرسند ترا از جان، «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی» بگوی جان از امر خداوند من است، «وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا (۸۵)» و ندادند شما را از دانش مگر اندکی.
«وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ» و اگر خواهیم آنچ بتو پیغام فرستادیم ببریم، «ثُمَّ لا تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنا وَکِیلًا (۸۶)» و آن گه تو بر ما بآن نگه دارندهای نیابی و داوری نداری.
«إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ» مگر بخشایشی بود از خداوند تو، «إِنَّ فَضْلَهُ کانَ عَلَیْکَ کَبِیراً (۸۷)» که فضل او بر تو بزرگست.
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ» بگوی اگر بهم آیند آدمیان و پریان، «عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ» بر آنک تا چنین قرآن آرند، «لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ» چنان نیارند، «وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً (۸۸)» و هر چند که یکدیگر را پشتیوان باشند.
«وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ» و بر گردانیدیم روی بر روی مردمان را، «فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ» در این قرآن از هر صفت و هر مثل، «فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ إِلَّا کُفُوراً (۸۹)» سر باز زد بیشتر مردمان مگر نسپاسی.
«وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ» گفتند بنگرویم بتو، «حَتَّی تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ یَنْبُوعاً (۹۰)» تا ما را در زمین مکّه چشمهای فراخ آب گشایی.
«أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ عِنَبٍ» یا ترا رزی بود خرماستان و انگور، «فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِیراً (۹۱)» جویها میروانی و گشایی زیر درختان آن روانیدنی و گشادنی.
«أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ کَما زَعَمْتَ عَلَیْنا کِسَفاً» یا فرو افکنی آسمان بر ما پاره پاره چنانک گفتی، «أَوْ تَأْتِیَ بِاللَّهِ» یا خدای را آری، «وَ الْمَلائِکَةِ قَبِیلًا (۹۲)» و فریشتگان را آری جوق جوق.
«أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ» یا ترا خانهای بود زرّین، «أَوْ تَرْقی فِی السَّماءِ» یا بآسمان بر میشوی، «وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ» و بنگرویم بتو هر چند که بینیم که بآسمان بر میشوی، «حَتَّی تُنَزِّلَ عَلَیْنا» تا آن گه که فرود آری بر ما، «کِتاباً نَقْرَؤُهُ» نامهای که بر خوانیم، «قُلْ سُبْحانَ رَبِّی» بگوی پاکی و بی عیبی خداوند مرا، «هَلْ کُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا (۹۳)» هستم من مگر مردمی از شما فرستاده بپیغام.
«وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا» و باز نداشت مردمان را که بگرویدند، «إِذْ جاءَهُمُ الْهُدی» آن گه که پیغام بایشان آمد، «إِلَّا أَنْ قالُوا» مگر آنک گفتند، «أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا (۹۴)» باش اللَّه بما پیغام مردمی همچون ما فرستاد.
«قُلْ لَوْ کانَ فِی الْأَرْضِ مَلائِکَةٌ» بگوی اگر در زمین فریشتگان بودندی، «یَمْشُونَ مُطْمَئِنِّینَ» که میرفتندی بنشست آرمیده و شهری و مقیم، «لَنَزَّلْنا عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَکاً رَسُولًا (۹۵)» ما از آسمان بر ایشان بپیغام فریشتهای فرستادیمی.
«قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً» بگوی پسنده است اللَّه تعالی بگواهی، «بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ» میان من و میان شما، «إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً (۹۶)» که اللَّه تعالی بر بندگان خویش داناست و بینا.
«وَ مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ» هر که اللَّه تعالی راه نماید آن کس بر راه است، «وَ مَنْ یُضْلِلْ» و هر که گمراه کرد، «فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِهِ» ایشان را یار نیابی فرود ازو، «وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ» و بینگیزانیم روز رستاخیز ایشان را، «عَلی وُجُوهِهِمْ» بر رویهای ایشان، «عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمًّا» نابینایان و گنگان و کران، «مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ» باز گشتنگاه ایشان دوزخ، «کُلَّما خَبَتْ» هر گه که آتش آن خواهد که فرو میرد، «زِدْناهُمْ سَعِیراً (۹۷)» آن را آتش افزائیم.
«ذلِکَ جَزاؤُهُمْ» آن پاداش ایشانست، «بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِآیاتِنا» بآنک ایشان کافر شدند بپیغامهای ما، «وَ قالُوا» و گفتند، «أَ إِذا کُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً» باش آن گه که ما استخوان گردیم و خاک خرد، «أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ» بآفرینش نو ما را بر خواهند انگیخت، «خَلْقاً جَدِیداً (۹۸)» آفریدهای نو.
«أَ وَ لَمْ یَرَوْا» آیا نمیبینند، «أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» که آن خدای که آسمانها آفرید و زمین، «قادِرٌ عَلی أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ» تواناست که چون ایشان آفریند، «وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا» و ایشان را سپری گشتن نامزد کرد، «لا رَیْبَ فِیهِ» و در کی و چندی آن هیچ شک نه، «فَأَبَی الظَّالِمُونَ إِلَّا کُفُوراً (۹۹)» ابا کردند کافران مگر نسپاسی.
«قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ» بگوی اگر شما خداوند بودید، «خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی» خزانههای رحمت خداوند مرا، «إِذاً لَأَمْسَکْتُمْ» همانگه شما دستها فرو میبستید، «خَشْیَةَ الْإِنْفاقِ» از بیم درویشی، «وَ کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً (۱۰۰)» و آدمی بخیل است و خسیس.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آیات مورد اشاره به پیامبر اسلام توصیه میکند که در شبها نماز شب بخواند تا به مقام محمود دست یابد. خداوند از او میخواهد که درخواست کند که به او راه نیکو و قدرتی برای یاریش بدهد. همچنین تأکید میکند که حق و حقیقت به وجود آمده و باطل از میان رفته است. قرآن به عنوان شفا و رحمت برای مؤمنان نازل شده و کسانی که کافرند، تنها زیان میبینند. انسانها به نعمتهای خداوند بیتوجهی میکنند و تنها در زمان سختی به او روی میآورند. هر کس طبق کردار خود پاداش خواهد گرفت و تنها خداوند است که هر کس را به راه راست هدایت میکند. روح نیز از امور الهی است و انسانها دانش کمی در این باره دارند. آیات همچنین به این نکته اشاره دارد که هیچکس نمیتواند مانند قرآن بیاورد و God به مردمان هشدار میدهد که با وجود نشانهها و دلایلی قوی، برخی همچنان نسبت به پیامبر بیباورند. خداوند تأکید میکند که اگر موجودات دیگری در زمین وجود داشتند، پیامبر فرشتگان را به عنوان رسول میفرستاد. در نهایت، خداوند به این نکته اشاره میکند که هر کس ستمگر باشد، در روز قیامت در شرایط سختی قرار خواهد گرفت و به جهنم خواهد افتاد، و تنها کافران از نعمتهای او بیخبر میمانند. تمام این آیات به انجام اعمال نیک و گرایش به سوی خداوند و قرآن دعوت میکند.