۳ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۱۷- سورة بنى اسرائیل- مکیة
قوله تعالی: «وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ» هر مردمی را در گردن او کردیم بخت او که از و چه آید و باو چه رسد از کرد او، «وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ» و بیرون آریم او را روز رستاخیز، «کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشُوراً (۱۳)» نامهای که در دست او دهند و بر وی آرند گشاده.
«اقْرَأْ کِتابَکَ» نامه خویش بر خوان، «کَفی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً (۱۴)» امروز تن تو بر تو داوری تمامست.
«مَنِ اهْتَدی فَإِنَّما یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ» هر که بر راه راست رود خود را رود، «وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها» و هر که در گمراهی رود خود را رود و زیان بر خود آرد، «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری» و هیچ بارکش بار بد کس نکشد، «وَ ما کُنَّا مُعَذِّبِینَ» و ما هرگز عذاب کننده کس نبودیم، «حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولًا (۱۵)» تا پیش رسولی نفرستادیم.
«وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً» و هر گاه که خواهیم که شهری را و قومی را هلاک کنیم، «أَمَرْنا مُتْرَفِیها» بیشتر ایشان را انبوه کنیم و توان دهیم و نعمت، «فَفَسَقُوا فِیها» تا در بطر و نخوت فاسق شوند، «فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ» و عذاب بر ایشان واجب گردد «فَدَمَّرْناها تَدْمِیراً (۱۶)» و بر کنیم ایشان را از دیار و وطن و هلاک کنیم.
«وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ» و چند هلاک کردیم و تباه گروه گروه از جهانداران از پس نوح، «وَ کَفی بِرَبِّکَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً (۱۷)» و بسنده است خداوند تو بدیدن جرمهای بندگان خویش «مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعاجِلَةَ» هر که این گیتی شتابنده را و این جهان پیشین را میخواهد و میجوید، «عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ» فرا شتابیم او را در آنچ خواهیم، «لِمَنْ نُرِیدُ» او را که خواهیم، «ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها» آن گه دوزخ او را سرانجام کنیم تا رسد بآتش، «مَذْمُوماً مَدْحُوراً (۱۸)» نکوهیده، رانده.
«وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ» و هر که آخرت میخواهد و سرای پسین، «وَ سَعی لَها سَعْیَها» و آن را کار آن کند، «وَ هُوَ مُؤْمِنٌ» و گرویده بود خدای را تعالی بیکتایی شناسا، «فَأُولئِکَ کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً (۱۹)» ایشان آنند که کار که کردند آن از ایشان پسندیده آید و پاداش داده.
«کُلًّا نُمِدُّ» همه را عطا فرا عطا میپیوندیم، «هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ» هم اینان را که آشنااند و هم ایشان را که بیگانهاند، «مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ» از عطاء خداوند تو، «وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً (۲۰)» و عطاء خداوند تو از هیچکس باز گرفته نیست و باز داشته نیست
«انْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ» در شگفت نگر که چون فضل دادیم ایشان را بر یکدیگر، «وَ لَلْآخِرَةُ أَکْبَرُ دَرَجاتٍ» و سرای آن جهانی مه در کما بیشی، «وَ أَکْبَرُ تَفْضِیلًا (۲۱)» و مه در افزونی دادن بر یکدیگر.
«لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ» باللَّه خدایی دیگر مگیر و مدان، «فَتَقْعُدَ» که بنشینی و بمانی، «مَذْمُوماً مَخْذُولًا (۲۲)» نکوهیده و فرو گذاشته.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به شرح اصول عدالت الهی و مسئولیت فردی در برابر اعمال خود میپردازد. خداوند در قرآن میفرماید که هر فردی ملزم به مشی و رفتار خود است و در روز قیامت، اعمالش را به او نشان خواهند داد. هیچکس بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد و عذاب الهی از سوی خداوند تنها پس از ارسال پیامبران میآید. همچنین بیان میشود که اگر ارادهٔ عذابی بر قومی شود، خداوند آنها را در نعمتها غرق میکند تا به فساد و گناهغلتیده شوند، و این باعث هلاکتشان خواهد شد. افرادی که خواهان زندگی دنیوی و لذات آن هستند، میتوانند به آن برسند اما سرانجامشان عذابی است. در مقابل، افرادی که به آخرت و کارهای نیک ایمان دارند، پاداشی نیکو دریافت خواهند کرد. خداوند به هر دو گروه مومن و غیرمومن عطا میکند، اما درجات و پاداشهای آنان در آخرت متفاوت خواهد بود. در نهایت، خداوند از بندگانش میخواهد که هیچ معبودی جز او نپرستند تا از هلاکت و سرزنش در امان باشند.