نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۵ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة

قوله تعالی: «وَ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ» و یاد کن داود و سلیمان را، «إِذْ یَحْکُمانِ فِی الْحَرْثِ» که داوری می‌بریدند در آن کشتزار، «إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ» که چرا کرد در آن بشب. «غَنَمُ الْقَوْمِ» گله گوسفند قومی دیگر، «وَ کُنَّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدِینَ» (۷۸) و ما داوری بریدن ایشان را آنجا بودیم بآگاهی و دانش.

«فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ» دریافت داوری سلیمان را دادیم، «وَ کُلًّا آتَیْنا حُکْماً وَ عِلْماً» و هر دو را حکمت و علم دادیم، «وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ» و نرم کردیم و فرمان بردار کوه‌ها را با داود، «یُسَبِّحْنَ وَ الطَّیْرَ» تا کوه و مرغ می‌ستودند با داود که مرا میشود، «وَ کُنَّا فاعِلِینَ» (۷۹) و کردیم از نیکوکاری آنچه کردیم و توانایان بودیم بر کرد آنچه کردیم.

«وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ» و در آموختیم داود را زره کردن از بهر شما، «لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ» تا نگه داریم شما را بآن از گزند سخت شما، «فَهَلْ أَنْتُمْ شاکِرُونَ» (۸۰) مرا سپاس دار هستید؟

«وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ عاصِفَةً» و نرم کردیم و فرمانبردار سلیمان را باد عاصفه، «تَجْرِی بِأَمْرِهِ» می‌رفت و می‌برد بفرمان او، «إِلی‌ الْأَرْضِ الَّتِی بارَکْنا فِیها» بزمین مقدسه‌ای که ما برکت کردیم در آن، «وَ کُنَّا بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عالِمِینَ» (۸۱) و ما بهمه چیز دانائیم همیشه.

«وَ مِنَ الشَّیاطِینِ مَنْ یَغُوصُونَ لَهُ» و از دیوان او را غواصان دادیم «وَ یَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذلِکَ» و جز از آن هر کار که میخواست میکردند. «وَ کُنَّا لَهُمْ حافِظِینَ» (۸۲) و می‌کوشیدیم ایشان را تا آنچه میکردند تباه نکردند.

«وَ أَیُّوبَ إِذْ نادی‌ رَبَّهُ» و یاد کن ایوب را که آواز داد خداوند خویش را، «أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ» که گزند رسید بمن. «وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ» (۸۳) و تو بخشاینده‌تر بخشایندگانی.

«فَاسْتَجَبْنا لَهُ» پاسخ کردیم او را، «فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ» باز بردیم آن ‌ گزند که بود باو. «وَ آتَیْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» و باو دادیم. کسان او و هم چندان دیگر با ایشان، «رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا» بخشایشی از نزدیک ما، «وَ ذِکْری‌ لِلْعابِدِینَ» (۸۴) و یادگاری امّت محمّد را.

«وَ إِسْماعِیلَ وَ إِدْرِیسَ وَ ذَا الْکِفْلِ» و یاد کن اسماعیل را و ادریس را و ذا الکفل را، «کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ» (۸۵) همه از شکیبایان بودند.

«وَ أَدْخَلْناهُمْ فِی رَحْمَتِنا» و در آوردیم ایشان را در نبوّت خویش. «إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِینَ» (۸۶) که ایشان از نیکان بودند.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به داستان داود و سلیمان و حکمت و علم آن‌ها اشاره شده و همچنین به قدرت و نعمت‌هایی که خداوند به آن‌ها عطا کرده است.داود در قضاوت درباره کشتزاری که گوسفندان قومی به آن آسیب رسانده بودند، مورد تمجید قرار می‌گیرد و سلیمان نیز درک دقیقی از قضاوت و داوری پیدا می‌کند. خداوند توانایی‌های خاصی به آن‌ها داده و به داود زره‌سازی را آموخته و سلیمان را قادر به کنترل باد و جن‌ها کرده است. همچنین به دعای ایوب و پاسخ خدا به او اشاره شده که مصائبش را برطرف می‌کند و به او و خانواده‌اش رحمت می‌دهد. از سوی دیگر، اسماعیل، ادریس و ذوالکفل نیز به عنوان صابرین و نیکان یاد شده و در رحمت خداوند قرار می‌گیرند.