نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۱ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۲۴- سورة النّور- مدنیّة

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.

«سُورَةٌ أَنْزَلْناها» سورتی است این که فرو فرستادیم آن را، «وَ فَرَضْناها» و واجب کردیم آن را، «وَ أَنْزَلْنا فِیها آیاتٍ بَیِّناتٍ» و فرو فرستادیم در آن سخنها و پیغامهای پیدای روشن، «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» (۱) تا مگر شما پند پذیرید.

«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی» زن زانیه شوی نداشته و مرد زانی زن نداشته، «فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ» چون زنید هر یک را ازیشان صد زخم زنید، «وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ» و شما را هیچ بخشایش و مهربانی مگیراد. «فِی دِینِ اللَّهِ» در فرمان برداری خدای را، «إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ» اگر بگرویده‌اید بخدای و روز رستاخیز، «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما» و ایدون بادا که حاضر باد آن گه که ایشان را میزنند، «طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (۲) گروهی از مسلمانان.

«الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلَّا زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً» مرد پلید کار برنی نکند مگر زن پلیدکار را یا زن مشرکه را، «وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ» و زن پلیدکار را زناشویی نبندد مگر با مرد پلید کار و یا مرد مشرک، «وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ» (۳) و حرام کرده آمد و بسته آن بر گرویدگان.

«وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ» و ایشان که دشنام دهند زنان پاک را، «ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ» و آن گه بر آنچه گفتند چهار گواه رسیده آزاد نیارند، «فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَةً» زنید ایشان را هشتاد زخم. «وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً» پس آن گواهی که دادند گواهی ایشان را مپذیرید هرگز، «أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (۴) و ایشان از حال و نعت نیکان بیرونند.

«إِلَّا الَّذِینَ تابُوا» مگر ایشان که توبه کنند «مِنْ بَعْدِ ذلِکَ» پس از آن گواهی، «وَ أَصْلَحُوا» و کار خویش را باصلاح آرند، «فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (۵) که اللَّه آمرزگارست بخشاینده.

«وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ» و ایشان که گواهی دهند بر زنان خویش بزنا، «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ» و گواه ندارند مگر خویشتن، فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ» آن گواهی که ایشان دادند آنست که گواهی دهند چهار بار و هم سوگند و هم گواهی، «إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ» (۶) که او در آنچه گفت از راستگویان است.

«وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ» و پنجم سخن این گوید که لعنت خدای برو، «إِنْ کانَ مِنَ الْکاذِبِینَ» (۷) اگر او را در آن سخن که گفت از دروغزنان است.

«وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ» و رجم از آن زن باز دارد، «أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ» که آن زن چهار سوگند خورد با گواهی گوید گواهی دهم بخدای، «إِنَّهُ لَمِنَ الْکاذِبِینَ» (۸) که آن مرد در آنچه گفت از دروغزنان است.

«وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْها» و پنجم سخن این گوید که خشم خدای برو، «إِنْ کانَ مِنَ الصَّادِقِینَ» (۹) اگر آن مرد بر وی راست گوید، «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ» و گر نه فضل خدای بودی و مهربانی او بر شما، «وَ أَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَکِیمٌ» (۱۰) و آن که اللَّه راست دانش است پاک داوری، بنده را باز پذیر و عذر نیوش.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن از قرآن کریم به بیان احکام شرعی مرتبط با زنا و ادعاهای نادرست در مورد زنا می‌پردازد. 1. آغاز متن با ذکر این است که سوره‌ای از سوی خداوند نازل شده است تا مردم را به یادآوری دعوت کند. 2. در مورد زنا، آورده شده که زن و مرد زناکار باید به هر یک صد ضربه شلاق زده شوند و نباید در این امر ترحم کرد، اگر مؤمن به خدا و روز قیامت هستند. 3. بیان می‌شود که مرد زناکار تنها با زن زناکار یا مشرک می‌تواند ازدواج کند و همچنین زن زناکار فقط با مرد زناکار یا مشرک می‌تواند ازدواج کند. 4. کسانی که به زنان پاک اهانت می‌کنند، باید هشتاد ضربه شلاق بخورند و شهادت آنان هرگز پذیرفته نخواهد شد، مگر اینکه توبه کنند. 5. در صورتی که شوهر بر زنا کردن همسرش شهادت دهد و شاهد دیگری نداشته باشد، باید چهار بار سوگند یاد کند و اگر همسرش نیز چنین حالی را برای دفاع از خود روایت کند، بر او نیز باید چهار سوگند خوانده شود. 6. در این آیات همواره بر رحمت و آمرزش خداوند تاکید شده است، و بر لزوم عدالت و صداقت در گواهی و شهادت یادآوری شده است. بنابراین، این متن به نوعی دعوت به رعایت قوانین الهی و ایجاد حس مسئولیت در پیروی از احکام شرع می‌کند.