نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۳۴- سورة سبا- مکیة

قوله تعالی: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ بگوی شما را پند میدهم بیک چیز أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ که خیزید خدای را، مَثْنی‌ وَ فُرادی‌ دوگانه و یگانه، ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا آن گه با خود بیندیشید و با یکدیگر باز گوئید: ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ برین مرد شما هیچ دیوانگی نیست و پوشیده خرد نیست، إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَکُمْ نیست او مگر بیم نمایی شما را، بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ (۴۶) پیش عذابی سخت.

قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ بگوی هر چه از شما خواهم از مزد، فَهُوَ لَکُمْ آن شما را باد، إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی اللَّهِ نیست مزد من مگر بر اللَّه، وَ هُوَ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ شَهِیدٌ (۴۷) و او بر همه چیز گواه است.

قُلْ إِنَّ رَبِّی بگوی خداوند من، یَقْذِفُ بِالْحَقِّ سخن راست و پیغام پاک می‌افکند، عَلَّامُ الْغُیُوبِ (۴۸) آن دانای نهانها.

قُلْ جاءَ الْحَقُّ بگوی پیغام راست آمد از خدای، وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعِیدُ (۴۹) و باطل نه بآغاز چیز تواند و نه بسر انجام.

قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ بگوی اگر من گم شوم از راه، فَإِنَّما أَضِلُّ عَلی‌ نَفْسِی گمراهی من بر من، وَ إِنِ اهْتَدَیْتُ و اگر بر راه راست روم، فَبِما یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی آن بآن پیغام است که خداوند من می‌فرستد بمن إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ (۵۰) که او شنوای است بپاسخ از خواننده نزدیک.

وَ لَوْ تَری‌ إِذْ فَزِعُوا اگر تو بینی آن گه که بیم زنند ایشان را، فَلا فَوْتَ از دست بشدن را توان نیست، وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ (۵۱) و فرا گیرند ایشان را از جایگاهی نزدیک.

وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ گویند بگرویدیم باللّه، وَ أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ و چون تواند بود ایشان را فرا چیزی یازیدن، مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ (۵۲) از جایی دور.

وَ قَدْ کَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ و کافر شده بودند بایمان پیش از روز مرگ، وَ یَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ (۵۳) و پنداره خویش در آنچه فرا ایشان میگفتند دور می‌انداختند.

وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ جدا کردند میان ایشان و میان آنچه آرزو میکردند، کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ هم چنان که با هم دینان ایشان کردند از پیش، إِنَّهُمْ کانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ (۵۴) که ایشان در گمانی بودند دل را شورنده.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان دعوت به تفکر و اندیشه در مورد دین و پیامبر (صلى الله عليه وسلم) می‌پردازد. در آن، خداوند از مردم می‌خواهد که برای او (خدا) به صورت فردی و گروهی قیام کنند و به تفکر در مورد پیامبرش بپردازند و او را دیوانه ندانند، بلکه به عنوان نذیری از سوی خداوند بشناسند. همچنین، بیان می‌شود که پیامبر هیچ مزدی از مردم نمی‌خواهد و پاداش او تنها بر عهده خداوند است. خداوند او را به حق و هدایت از غیب توصیف می‌کند و در مورد عذاب‌های الهی و روز قیامت هشدار می‌دهد. سپس به مردم می‌گوید اگر انسان‌های گمراهی باشند، این گمراهی بر خودشان تأثیر می‌گذارد، اما هر که به هدایت دست یابد، از وحی الهی پیروی کرده است. در ادامه، توصیف می‌شود که در روز قیامت، افراد از عذاب الهی می‌ترسند و نمی‌توانند از آن بگریزند. آنها قبلاً به کفر باور داشتند و در آن روز آرزو می‌کنند که به ایمان برگردند، اما دیگر نمی‌توانند به آنچه می‌خواستند دست یابند و میان آنها و آرزوهایشان فاصله‌ای بزرگ است. در آخر، اشاره شده که آن‌ها در مورد ایمان خود به شدت شک و تردید دارند.