نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۳۷- سورة الصافات - مکیة

قوله تعالی: وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ (۱۳۹) یونس از فرستادگان ما بود.

إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ (۱۴۰) آن گه که با کشتی گران بار گریخت.

فَساهَمَ‌ تیر انداخت و قرعه‌ای زد، فَکانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ (۱۴۱) و هر بار بر وی افتاد.

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ ماهی فرو برد او را، وَ هُوَ مُلِیمٌ (۱۴۳) و گناه او را بود و خویشتن را بجای سرزنش آورد.

فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ (۱۴۳) اگر نه آن بودی که او در روزگار گذشته از ستایندگان بود و پرستگاران.

لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ می‌بودی در شکم آن ماهی، إِلی‌ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۱۴۴) تا آن روز که خلق را برانگیختندی.

فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ او را با هامون انداختیم، وَ هُوَ سَقِیمٌ (۱۴۵) و او بیمار.

وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ و بر رویانیدیم برو، شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ (۱۴۶) درختی گسترانیده بی‌ساق.

وَ أَرْسَلْناهُ و فرستادیم او را، إِلی‌ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ (۱۴۷) بصد هزار مردم و بیش از آن.

فَآمَنُوا بگرویدند، فَمَتَّعْناهُمْ إِلی‌ حِینٍ (۱۴۸) و ایشان را برخورداری و زندگانی دادیم درین جهان تا آن گه که اجلها در رسید.

فَاسْتَفْتِهِمْ بپرس از ایشان، أَ لِرَبِّکَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ (۱۴۹) باش خداوند ترا دختران و ایشان را پسران؟

أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِکَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ (۱۵۰) یا ما چون فریشتگان میآفریدیم ایشان حاضر بودند ؟

أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ آگاه باشید که ایشان از دروغ زنی ایشانست، لَیَقُولُونَ (۱۵۱) وَلَدَ اللَّهُ که میگویند که‌ اللَّه فرزند زاد، وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ (۱۵۲) ایشان دروغ زنان‌اند.

أَصْطَفَی الْبَناتِ عَلَی الْبَنِینَ (۱۵۳) برگزید دختران را بر پسران؟

ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (۱۵۴) چه رسید شما را چونست این حکم که میکنید و این سخن که می‌گویید؟!

أَ فَلا تَذَکَّرُونَ (۱۵۵) در نیابید و نپذیرید؟

أَمْ لَکُمْ سُلْطانٌ مُبِینٌ (۱۵۶) یا شما را حجّتی پیدا و دست آویزی درست هست؟

فَأْتُوا بِکِتابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (۱۵۷) بیارید این نامه خویش که دارید از من اگر می‌راست گوئید.

وَ جَعَلُوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً میان اللَّه و میان فریشتگان نژاد ساختند، وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ و بدانسته‌اند فریشتگان، إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (۱۵۸) که پرستگاران ایشان در آتش حاضر کردنی‌اند.

سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ (۱۵۹) پاکی و بی‌عیبی خدای را از ان صفت و چونی که ایشان میگویند.

إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ (۱۶۰) مگر آن صفت که بندگان مخلصان پاکدلان میکنند او را.

فَإِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ (۱۶۱) شما و اینان که بباطل می‌پرستید.

ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ بِفاتِنِینَ (۱۶۲) بی‌راه کننده نیستید کسی را برو که اللَّه است.

إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِیمِ (۱۶۳) مگر کسی را که او خود درخواست من و دانش من بآتش شدنی است.

وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ (۱۶۴) و نیست از ما هیچ کس مگر که او را ایستادن گاهی است پرستش را، شناخته و دانسته، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ (۱۶۵) و ما قطار داران‌ایم پرستش اللَّه را

وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ (۱۶۶) و ما ستایندگانیم بپاکی او را.

وَ إِنْ کانُوا لَیَقُولُونَ (۱۶۷) هیچ نبود مگر که میگفتند: لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ذِکْراً مِنَ الْأَوَّلِینَ (۱۶۸) اگر بنزدیک ما بودی سخنی و نامه‌ای و باز گفتی از قصّه‌های پیشینان.

لَکُنَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ (۱۶۹) ما بآن نامه خدای را براستی پرستگاران بودیمی و از دل پاک رهیکان.

فَکَفَرُوا بِهِ پس بآن یاد و نامه که بایشان آمد کافر شدند، فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (۱۷۰) آری آگاه شوند.

وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا بدرستی که پیش شد سخنان ما، لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ (۱۷۱) بندگان فرستادگان ما را.

إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ (۱۷۲) که ایشان آنند که یاری دادگان من‌اند.

إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ (۱۷۳) و سپاه ما ایشان‌اند که آخر به آمده و از شکننده ایشانند.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ روی گردان ازیشان، حَتَّی حِینٍ (۱۷۴) تا یک چندی.

وَ أَبْصِرْهُمْ و ایشان را سیر ببین، فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ (۱۷۵) که ایشان روز خویش بخواهند دید.

أَ فَبِعَذابِنا یَسْتَعْجِلُونَ (۱۷۶) باش بعذاب ما می‌شتابند؟

فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ آن گه که عذاب بدر سرایهای ایشان فرو آید، فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِینَ (۱۷۷) بدا بامداد آگاه کردگان بیم نمودگان.

وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ روی گردان ازیشان، حَتَّی حِینٍ (۱۷۸) تا یک چندی.

وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ (۱۷۹) و می‌نگر تا بینی که ایشان چه روز بینند

سُبْحانَ رَبِّکَ پاکی و بی‌عیبی خداوند ترا، رَبِّ الْعِزَّةِ خداوند توانایی و خداوند بی‌همتایی، عَمَّا یَصِفُونَ (۱۸۰) از ان چونیها که دشمنان می‌گویند.

وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ (۱۸۱) و درود بر فرستادگان او.

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (۱۸۲) و ستایش نیکو اللَّه را خداوند جهانیان.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این آیات، داستان حضرت یونس (ع) بیان می‌شود. او از قوم خود فرار کرد و با کشتی به دریا رفت. در دریا قرعه‌ای انداخت و به دلیل افتادن نامش، به درون آب افکنده شد و ماهی او را بلعید. یونس در شکم ماهی احساس گناه کرد و دعا کرد. خداوند او را نجات داد و به سرزمینی فرستاد که مردمش به او ایمان آوردند. سپس به باورهای نادرست مشرکان اشاره می‌شود که خداوند را فرزندانی نسبت می‌دهند و از دروغ‌های خود آگاه می‌سازد. الله از این ادعاها پاک و بی‌عیب است و تنها بندگان مخلص او هستند که وظیفه ستایش او را انجام می‌دهند. در پایان، به انتقامی که از کافران خواهد شد و کمک به پیامبران اشاره شده و سلام بر فرستادگان و ستایش خداوند بیان می‌گردد.