نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۱ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۴۶- سورة الاحقاف‏

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.

حم (۱)، این حروف‌

تَنْزِیلُ الْکِتابِ، فروفرستاده نامه است، مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ (۲) از اللَّه، آن توانای بی‌همتای دانا.

ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما، نیافریدیم آسمانها و زمینها و آنچه میان آن، إِلَّا بِالْحَقِّ مگر براستی و یکتایی، وَ أَجَلٍ مُسَمًّی و هنگامی نامزد کرده، وَ الَّذِینَ کَفَرُوا، و ایشان که کافر شدند، عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (۳) از آنچه ایشان را بآن می‌ترسانند و بآن می‌آگاه کنند روی گردانیده‌اند،.

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ، گوی یا محمد چه بینید، به بینید، ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ آنچه میپرستید فزود از اللَّه، أَرُونِی ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ با من نمائید که چه آفریدند از زمین و از جهان، أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّماواتِ یا ایشان را انبازی هست با اللَّه در آسمان، ائْتُونِی بِکِتابٍ، بیارید نامه‌ای، مِنْ قَبْلِ هذا، که پیش از این قرآن آمد از اللَّه، أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ، یا نشانی آرید دانسته یا شنیده از دانش، إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (۴) اگر می‌راست گوئید.

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ، و کیست گمراه‌تر از آن کس که بخدای میخواند فرود اللَّه، مَنْ لا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلی‌ یَوْمِ الْقِیامَةِ، چیزی که او را پاسخ نکند تا روز رستاخیز وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ (۵) و آن پرستیدگان از آن پرستکاران بی‌آگاهند.

وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ، و برستاخیز چون مردمان فراهم آرند، کانُوا لَهُمْ أَعْداءً، آن پرستیدگان ایشان را دشمن باشند، وَ کانُوا بِعِبادَتِهِمْ کافِرِینَ (۶) و بپرستش ایشان کافر باشند.

وَ إِذا تُتْلی‌ عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ، و آن گه که بر ایشان خوانند سخنان ما، چنان روشن و نیکو، قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا، ناگرویدگان گویند، لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ، سخن راست را که بایشان آمد، هذا سِحْرٌ مُبِینٌ (۷) اینست جادویی آشکار.

أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ، یا میگویند که محمد این سخن فرا ساخت.

قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ، گوی اگر من فرا نهادم و من فرا ساختم، فَلا تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللَّهِ شَیْئاً، من با خدای نتاوم بر شما، رهایی مرا از خدای هیچ چاره ندارید، هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِیضُونَ فِیهِ، او داناتر عز جلاله بآنچه شما میروید در آن، کَفی‌ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ، او بگواهی بسنده است میان من و میان شما، وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (۸) و اوست آن آمرزگار مهربان.

قُلْ ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ، گوی من از پیغامبران نه پیشین‌ام، وَ ما أَدْرِی ما یُفْعَلُ بِی وَ لا بِکُمْ، و ندانم که با من چه خواهند کرد و نه با شما، إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی‌ إِلَیَّ، پی نمیبرم مگر پیغامی که بمن میرسانند، وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُبِینٌ (۹)، و نیستم من مگر ترساننده آشکارا.

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ، گوی و چه بینید، إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ کَفَرْتُمْ، اگر این سخن و پیغام از نزدیک اللَّه است و شما بآن می‌کافر شید، وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ عَلی‌ مِثْلِهِ و گواهی بداد گواهی از بنی اسرائیل بر آن، فَآمَنَ و ایمان آورد، وَ اسْتَکْبَرْتُمْ و شما از گواهی، گردن کشیدید، إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (۱۰) اللَّه پیش ببرند کار و راه نمای ستمکاران نیست.

وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا، ناگرویدگان گفتند گرویدگان را: لَوْ کانَ خَیْراً ما سَبَقُونا إِلَیْهِ، اگر آن دین راست بودید ایشان بآن بر ما پیشی نیافتید، وَ إِذْ لَمْ یَهْتَدُوا بِهِ، و چون راه نمی‌یاوند بآن فَسَیَقُولُونَ هذا إِفْکٌ قَدِیمٌ (۱۱) میگویند اینست دروغی کهن.

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسی‌، و پیش از قرآن نامه موسی إِماماً وَ رَحْمَةً، راهی و پیشوایی بود، وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ، و این قرآن نامه‌ایست، گواه درست دارنده، لِساناً عَرَبِیًّا، زبانی تازی، لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا، تا بیم نماید ستمکاران را، وَ بُشْری‌ لِلْمُحْسِنِینَ (۱۲)، و بشارتی نیکوکاران را.

إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ، ایشان که گفتند خداوند ما اللَّه است، ثُمَّ اسْتَقامُوا، بپائیدند بر آن، فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (۱۳).

بر ایشان بیم نیست و اندوهگن نباشند.

أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ، ایشانند بهشتیان، خالِدِینَ فِیها جاوید در آن، جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴) بپاداش آنچه میکردند.

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ، وصیت کردیم مردم را بپدر و مادر، إِحْساناً، بنیکویی با ایشان، حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً، مادر او را بدشواری و گران باری برداشت.

وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً، و بدردمندی و دشواری بنهاد، وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً و برداشتن او در شکم و شیر دادن تا از شیر باز کردن سی ماه، حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ، تا مردآسا گردد و بسختی خوی و اندام و هنرهای خویش رسد، وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً، و تا بچهل سال رسد، قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی، گفت خداوند من فرا دل من ده و فرازبان من و مرا بر آن دار، أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ، تا آزادی کنم آن نیکویی را که با من کردی و نعمت که بر من نهادی، وَ عَلی‌ والِدَیَّ، و بر دو زاینده من، وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ، و تا کردار کنم نیک به پسند تو، وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی و فرزندان و نژاد من نیکان کن، إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ، من بازگشتم با تو وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ (۱۵) و من از مسلمانانم.

أُولئِکَ الَّذِینَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ ایشان آنند که فراپذیرند از ایشان أَحْسَنَ ما عَمِلُوا، نیکوتر آنچه میکردند، وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئاتِهِمْ، و از بدهای ایشان فرا گذارند، فِی أَصْحابِ الْجَنَّةِ، در بهشت، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ (۱۶) وعده‌ای راست آن وعده که ایشان را میدادند.

وَ الَّذِی قالَ لِوالِدَیْهِ و آن مرد که پدر و مادر خویش را گفت: أُفٍّ لَکُما اف شما را ستوهی از شما، أَ تَعِدانِنِی أَنْ أُخْرَجَ باش مرا می وعده دهید که مرا از گور بیرون خواهند آورد، وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی، و جهانیان پیش از من بمردند، یکی باز نیامد، وَ هُما یَسْتَغِیثانِ اللَّهَ، و پدر و مادر او از خدای فریادرسی میجویند از جفای او، وَیْلَکَ آمِنْ و میگویند ای ویل بر تو، بپذیر و استوار گیر، إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ، که وعده اللَّه راست است، فَیَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (۱۷) و میگوید نیست این سخن مگر اوسانه پیشینیان.

أُولئِکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ، ایشان آنند که درست گشت و رایشان سخن اللَّه، فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، در گروهانی که هم این سخن گفتند و گذشتند از پیش ایشان از پریان و آدمیان، إِنَّهُمْ کانُوا خاسِرِینَ (۱۸) که ایشان زیانکارانند.

وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ، و هر کسی را در فروتری و برتری چند درجه است و چند پایه، مِمَّا عَمِلُوا، از پاداش آنچه میکردند، وَ لِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمالَهُمْ و اللَّه بایشان خواهد گزارد پاداش کردار ایشان، وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (۱۹) و از ایشان چیزی نخواهند کاست.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن از قرآن کریم به نکات اصلی و معانی مرتبط با توحید، رسالت پیامبر، معاد و اخلاق انسانی می‌پردازد. شروع متن با نام خداوند و توصیف او به عنوان مهربان و بخشاینده است. سپس، به توحید و یگانگی خداوند اشاره شده و تأکید می‌شود که خداوند، عالم و توانمند است. آفرینش آسمان‌ها و زمین به حق و هدف‌مند بیان شده و کافران از آنچه به آنها هشدار داده شده، روی‌گردان هستند. پیامبر (محمد) به کافران می‌گوید که ادعای آنها درباره پرستش غیر خدا بی‌اساس است و آنها باید شاهدی از علم یا کتابی بیاورند. به قضاوت در روز قیامت و عواقب اعمال انسان‌ها اشاره می‌شود و بر این نکته تأکید می‌شود که خداوند گناهکاران را هدایت نخواهد کرد. سپس، به اهمیت ایمان به خدا و انجام اعمال صالح اشاره شده و مؤمنان به عنوان کسانی که مورد رحمت خدا قرار می‌گیرند، معرفی می‌شوند. متن همچنین به وظیفه انسان در قبال والدینش و کیفیت تربیت درست فرزندان اشاره می‌کند و اینکه باید شکرگزار نعمت‌های خداوند باشد. در نهایت، به عواقب کفر و انکار وعده‌های الهی پرداخته و به این نکته اشاره می‌شود که همه انسان‌ها و جن‌ها در عذاب زمان قیامت، با یکدیگر هم‌داستان خواهند بود و تنها عمل صالح است که انسان را نجات می‌دهد.