نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

النوبة الثانیة میبدی

رشیدالدین میبدی / ۱۰۱- سورة القارعة- مکیة

این سورة «القارعة» مکّی است، به مکه فرو آمد. صد و پنجاه حرفست.

سی و شش کلمه. یازده آیت بعدد کوفیان. و ده آیتست بعدد مدنیان. و هشت آیتست بعدد بصریان. اختلافست میان ایشان بسه آیه. کوفیان «القارعة» آیت شمارند، و بصریان نشمارند. و کوفیان و مدنیان ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ و خَفَّتْ مَوازِینُهُ هر دو آیت شمارند و بصریان نشمارند. و درین سوره ناسخ و منسوخ نیست. و در خبر ابی کعب است از مصطفی (ص) که هر که سورة «الْقارِعَةُ» بر خواند خدای عزّ و جلّ روز قیامت ترازوی وی گران گرداند بنیکی. قوله: «الْقارِعَةُ» اسم من اسماء القیامة انثت لانّها اسم السّاعة کما انثت الحاقّة و الطّامّة و الصّاخة و سمّیت «بالقارعة» لانّها تقرع قلوب النّاس بهولها. و قیل: «الْقارِعَةُ» البلیّة الّتی تقرع القلوب لشدّة المخافة، و القرع الضّرب منه المقرعة و قیل: یجوز ان تکون صفة للزّجرة او الصّیحة او النّفخة الّتی ذکرها اللَّه تعالی لابتداء البعث. قوله: مَا الْقارِعَةُ تعظیم و تهویل و تعجیب منها، ای هی عظیمة الشّأن قطیعة الحال.

وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ ای لا تعرفها لانّک لم تعهد مثلها و لا تعرف حقیقتها الّا بمشاهدتها «الْقارِعَةُ» رفع بالابتداء مَا الْقارِعَةُ صفته و ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ اعتراض.

یَوْمَ یَکُونُ خبره و التّقدیر «الْقارِعَةُ» الهائلة واقعة.

یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ یعنی: کالطّائر الّذی یتساقط فی النّار و السّراج. و قیل: کصغار الجراد کقوله: یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ کَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ. و معنی «المبثوث» المتفرّق فی الجهات لانّ الخلق یموج بعضهم فی بعض فکلّ فریق منهم لما یراه من اهوال القیامة آخذ فی وجه غیر وجه صاحبه. و قیل: النّاس خاصّ فی الکفّار و هم یتهافتون فی النّار یوم القیامة کتهافت الفراش.

وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ کَالْعِهْنِ الصّوف المصبوغ و الْمَنْفُوشِ المندوف، و اختصاص کَالْعِهْنِ لمعنیین، احدهما ان یکون لالوان الجبال کقوله: «وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِیبُ سُودٌ». و الآخر لما یرید اللَّه تعالی فی افنائها یعیدها بعد الصّلابة رخوة. کقوله: وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا و کقوله: وَ کانَتِ الْجِبالُ کَثِیباً مَهِیلًا.

فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ جمع میزان. قال الحسن هو میزان له کفّتان جعل اللَّه رجحان احدی کفّتیه علامة سعادة صاحبه. و قیل: ینصب لکلّ انسان میزان. و قیل: الموازین جمع الموزن و المعنی من رجحت حسناته علی سیّآته.

فَهُوَ فِی عِیشَةٍ راضِیَةٍ. ای ذات رضا کلابن و تامر. و قیل: راض صاحبها کیوم صائم و لیل قائم.

وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ ای رجحت سیّآته علی حسناته.

فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ ای فمسکنه و مأواه النّار سمّیت امّه لانّه یأوی الیها کما یأوی الولد الی امّه. و الهاویة اسم من اسماء جهنّم. هی امّ الانسان الکافر لازمة له و اولی به. و قیل: فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ ای امّ رأسه هاویة منحدرة منکوسة فی النّار من اعلی الی اسفل. و قیل: فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ مثل قول العرب: هوت امّه و هی کلمة تستعمل عند عظم المکروه و شدّة المصیبة کما یقال ثکلته امّه.

وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ تعظیم و توبیخ و الاصل ما هی و الهاء للاستراحة و الوقف ای و ما ادریک ما الهاویة ثمّ فسّر فقال: نارٌ حامِیَةٌ ای بلغت النّهایة فی الحرارة. یروی عن انس بن مالک قال: انّ ملکا من ملائکة اللَّه عزّ و جلّ یوکل یوم القیامة بمیزان ابن آدم فیجاء به حتّی یوقف بین کفّتی المیزان فیوزن عمله فان «ثقلت» میزانه نادی الملک بصوت یسمع جمیع الخلق باسم الرّجل الاسعد فلان سعادة لا شقاوة بعدها و ان خَفَّتْ مَوازِینُهُ نادی الملک: الاشقی فلان شقاوة لا سعادة بعدها.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سوره القارعه مکی و شامل ۱۵۰ حرف و ۳۶ کلمه است که دارای ۱۱ آیه بر اساس عدد کوفیان و ۱۰ آیه بر اساس عدد مدنیان می‌باشد. این سوره درباره قیامت و وضعیت انسان‌ها در آن روز وحشتناک صحبت می‌کند. نام "القارعه" به معنی وضعیتی است که قلوب مردم را به شدت می‌لرزاند و در آن روز، مردم مانند مگس‌ها به سمت جهنم می‌شتابند. در این سوره، اشاره شده که افرادی که حسناتشان بیشتر باشد، در جایگاه راضی و خوشبختی قرار دارند و برعکس، کسانی که گناهانشان بیشتر است، به جهنم می‌روند که به آن "هاویه" می‌گویند. "هاویه" به منزله مادر جهنم است که انسان در آن مأوا می‌گیرد. در نهایت، سوره به طور قوی بر اهمیت اعمال انسان‌ها و تاثیر آن بر سرنوشت آنها در آخرت تأکید می‌کند و از پاداش و عذاب در روز قیامت یاد می‌کند.