مثنوی میرداماد
میرداماد / دیوان اشراق / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بخش 1
در جواب مولوی که گفته:
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
میفرماید:
بخش 2
ای که گفتی پای چوبین شد دلیل
ورنه بودی فخر رازی بی دلیل
فخر رازی نیست جز مرد شکوک
گر تو مردی ازنصیر الدین بکوک
هست در تحقیق برهان اوستاد
داده خاک خرمن شبهت به باد
فرق ناکرده میان عقل و وهم
طعنه بر برهان مزن ای کج به فهم
در کتاب حق الولالباب بین
وان تدبر را که کرده است آفرین
چیست آن جز مسلک عقل مصون
گر نداری هستی از لایعقلون
خار شبهت نیست جزدر راه وهم
در خرد بد ظن مشو ای کور فهم
از هیولا وهم ها را پا کج است
کج نظر پندارد این ره اعوج است
ز آهن تثبیت فیاض مبین
پای استدلال کردم آهنین
پای برهان آهنین خواهی به راه
از صراط المستقیم ما بخواه
پای استدلال خواهی آهنین
نحن ثبتناه فی الافق المبین
کرده ام از ابر خالص ده قبس
تا که شد عقل مضاعف مقتبس
عقل و روح وجان به هم بگداختم
تا کتاب ده قبس پرداختم
نسخه کردش فیض فیاض حکیم
تاشفا یابد از و عقل سقیم
در کتاب ده قبس بین صبح و شام
عالم انوار عقلی و السلام
گرنه موش وهم در انبار ماست
گندم تحصیل چل ساله کجاست
دفع شر موش وهم از هوش کن
پس در انبار عقل از گوش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به نقد استدلال و ذهنیت کسانی میپردازد که به ظواهر وابستهاند و از فهم عمیقتر عاجزند. او میگوید که استدلالی که بر پایهی عقل و فهم درست نباشد، مانند پای چوبین است که نمیتواند به راحتی حرکت کند. او به فخر رازی و شکاکیت او اشاره میکند و از او میخواهد که به نصیر الدین مراجعه کند که در برهان و عقل استاد است. همچنین به تفاوت میان عقل و وهم اشاره کرده و تأکید میکند که نباید به ظواهر و شکهای نادرست توجه کرد. در نهایت، بر اهمیت علم و عقل تأکید میکند و میگوید که واقعیتهای عمیق تنها با عقل و فکر صحیح قابل درک است.