بخش ۲۲ محمد بن منور
محمد بن منور / باب اول - در ابتداء حالت شیخ
شیخ گفت روزی در خدمت بوالعباس قصاب بودیم، در میان سخن گفت اشارت و عبارت نصیب تست از توحید، و وجود حقّ را تعالی اشارت و عبارت نیست. پس روی بما کرد و گفت یا باسعید اگر ترا پرسند کی خدای را تعالی شناسی، مگوی کی شناسم کی شرکست، و مگو کی نشناسم که آن کفر است و لکن گوی عَرَّفَنَا اللّه ذاتَهُ واِلهیَّتَهُ بِفَضْلِه.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شیخ در یک روز در کنار بوالعباس قصاب بود. او در مورد توحید و وجود خداوند صحبت کرد و به دوستش باسعید توصیه کرد که اگر از او بپرسند خدا را چگونه میشناسد، نباید بگوید که نمیشناسد یا اینکه میشناسد، چون اینها به ترتیب به شرک و کفر میانجامد. بلکه باید بگوید که خدا را با ذات و الهیتش به لطفش شناخته است.