حکایت شمارهٔ ۴۸ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
خواجه علی طرسوسی خُسُر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ شیخ بودو شیخ آداب و سنن نان خوردن بوی میآموختی. یک شب خواجه علی کاسه پاکیزه میکرد، شیخ گفت این چیست؟ از شره بُنِ کاسه فروخواهی برد! دیگر شب چون سفره مینهادند خواجه علی جای دیگر نشست، چون به سفره آمد گفت خواجه علی را نمیبینم گفتند ای شیخ او به پای سفره است شیخ گفت به بالاآی که بار تو ما کشیم به از آنکه دیگران.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خواجه علی طرسوسی خدمتی نزد شیخی داشت و به آداب نان خوردن از او میآموخت. یک شب، خواجه علی در حال پاک کردن کاسهاش بود که شیخ به او گفت این کار چه ضرورتی دارد. شب بعد، خواجه علی در جایی دیگر نشسته بود و وقتی شیخ او را نمیدید، به او گفتند که او در پایین سفره نشسته است. شیخ اظهار کرد که بهتر است خواجه علی به بالای سفره بیاید چون تحمل بار او برای آنها بهتر از دیگران است.