شمارهٔ ۲ محمد بن منور
در آن وقت که شیخ ما قدس اللّه روحه العزیز به نشابور بود درویشی پیش شیخ آمد و گفت اندیشۀ میهنه دارم، شیخ دوات و کاغذ خواست و گفت ساعتی توقف باید کرد تا چیزی به بوطاهر بنویسم پس بنوشت:
بسم اللّه الرحمن الرحیم سلام اللّه اللطیف الخبیر علی الکبیر و الصغیر و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر و السلام، کاغذ به درویش داد تا ببرد.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شیخ در نشابور بود که درویشی به او مراجعه کرد و گفت به میهنش اندیشه دارد. شیخ دوات و کاغذ خواست و برای بوطاهر نامهای نوشت. در ابتدا با نام خدا شروع کرد و سلامی به همه داد و در پایان کاغذ را به درویش سپرد تا ببرد.