شمارهٔ ۴ - فی رثاء سید المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی سید الانبیاء محمد المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
ماتم جهانسوز خاتم النبیین است
یا که آخرین روز صادر نخستین است
روز نوحۀ قرآن در مصیبت طاها است
روز نالۀ فرقان از فراق یاسین است
خاطری نباشد شاد در قلمرو ایجاد
آه و ناله و فریاد در محیط تکوین است
کعبه را سزد امروز رو نهد بویرانی
زانکه چشم زمزم را سیل اشک خونین است
صبح آفرینش را شام تار باز آمد
تیره اهل بیتش را دیدۀ جهان بین است
رایت شریعت را نوبت نگونساریست
روز غربت اسلام روز وحشت دین است
شاهد حقیقت را هر دو چشم حق بین خفت
آه بانوی کبری همچو شمع بالین است
هادی طریقت را زندگی بسر آمد
گمرهان امت را سینه پر از کین است
شاهباز وحدت را بند غم بگردن شد
کرکس طبیعت را دست و پنجه رنگین است
شد همای فرخ فر بسته بال و بی شهپر
عرصۀ جهان یکسر صیدگاه شاهین است
خاتم سلیمان را اهرمن بجادو برد
مسند سلیمانی مرکز شیاطین است
شب ز غم نگیرد خواب چشم نرگس شاداب
لیک چشم هر خاری شب بخواب نوشین است
پشت آسمان شد خم زیر بار این ماتم
چشم ابر شد پر نم در مصیبت خاتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ماتم و غم عظیم فقدان پیامبر اسلام اشاره دارد. شاعر از روزی صحبت میکند که به عنوان روز فراق پیامبر (خاتم النبیین) شناخته میشود و به عمق درد و ناامیدی جامعه اسلامی در این روز میپردازد. او تأکید میکند که هیچ شادیای در جهان وجود ندارد و همگان در اندوهی عمیق غوطهور هستند. همچنین توصیفاتی از وضعیت کعبه و اهل بیت پیامبر به تصویر کشیده میشود، به طوری که دلهای مؤمنان از غم و وحشت پر شده است. در نهایت، شاعر اشاره به سقوط و غم ناشی از فقدان رهبری الهی و وحدت در جامعه را برجسته میکند و بیان میدارد که ظلمت و غم بر جهان حاکم شده است.